بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧
اين قرارداد به نفع روسيه است ولى با اشاره سفارت انگلستان بود. زيرا در آن زمان، وضع ايران براى انگلستان از اهميت خاصى برخوردار بود و هر تلاشى كه موجب تضعيف ايران مىگرديد، به نفع انگلستان محسوب مىشد. زيرا ايران را دروازه ورود به هند مىدانست. اين فرد، در مدت يك سال و نيم، سفرنامهاى نوشت و نام آن را «حيرتنامه» نهاد و از اسم آن مىتوانيم به محتواى آن پى ببريم. زيرا هر چه مشاهده مىكرد، بر حيرت او افزوده بود. او همواره آرزو مىكرد كه: اى كاش چنين وضعى نيز در ايران اتفاق مىافتاد.
ميرزا حسن خان سپهسالار اعظم، كه صدر اعظم ناصرالدين شاه شد، قرارداد رويتر را امضاء كرد. او نيز در اعزام به خارج، فراماسيونر شد.
يوسف خان مستشارالدوله تبريزى، از اين گروه دانشجويان بود كه كتابى به نام «يك كلمه» نوشت. او معتقد بود كه: براى سعادت ايران، فقط يك كلمه بايد گفت كه آن «قانون» است. اين كلمه نيز، ترجمه قانون اساسى فرانسه بود.
تعداد ديگرى نيز بهعنوان سفير اعزام شدند. افرادى كه بهويژه از طريق قفقاز به غرب رفتند و در آنجا با فرهنگ غرب آشنا شدند و كتاب نوشتند و پس از سالها اقامت در آن كشورها، به ايران بازگشتند و مروّج ايدهها و انگيزههاى مادى غرب شدند و تاحدودى بر فكر جامعه تأثير گذاشتند. افرادى مثل: ميرزا ملكم خان فرزند ميرزايعقوب ارمنى كه پس از مدتى مسلمان شد و از نظريه پردازان ايران پيش از مشروطيت به شمار مىآمد. ميرزا ملكم خان در زمان مشروطيت، هفتاد سال داشت. او پدر فراماسيونرى در ايران ناميده مىشد و لژنههاى فراماسيونرى را در ايران بهوجود آورد. او تا مرگ خود در اين راه باقى ماند و در سوئيس مرد و وصيت كرد كه او را در دستگاههاى آدمسوزى بسوزانند و خاكسترش را نيز بر باد دهند. چنين فردى كه ادعاى مسلمانى مىكرد، درباره اسلام، مطالب بسيارى نوشته است و آيات قرآن را به اصطلاح تفسير نموده است و هدف او در اين نوشتهها، توجيه ارزشهاى مادى غربى بوده است.
عبدالرحيم طالباف، به قفقاز رفت و مدتها تحت تأثير فرهنگ غربى، در آنجا اقامت گزيد و آثار او به ايران آمد.
زينالعابدين مراغهاى، سياحتنامهاى به اسم «سياحتنامه ابراهيم بيك» نوشت كه