بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٦
مىگيرد و درآمد دارد، وارد جنگ نمىشود. آنها ٢٠ برابر ما قدرت دارند. اكنون نيز اگر اين تفكّر بود، روسها بايد شمال ايران را نيز قبضه كرده باشند. اما مردم حدود دوازده سال با روسها جنگيدند. اكنون نيز بعضى همين تفكر را دارند. البته ما نمىگوييم كه آن مقام حكومتى فتحعلى شاه سوء نيّت داشت، ولى ديدگاه او اين بود كه نبايد با روسيه قدرتمند جنگيد. او نيز از شخصيتهاى نامدار تاريخ قاجار است مثل: قائم مقام اول و دوم و ميرزا تقى خان اميركبير و يا عباس ميرزا كه از شاهزادهها و قهرمان آن جنگها و از استثناهاى عهد قاجار بود. نتيجه جنگ نكردن يعنى رضايت بدهيم تا تبريز نيز به دست آنها بيفتد. اكنون نيز اين چنين است. اما آن عدّه كه اندكى عاقلترند، مثل اولىها برخورد نمىكنند. حقيقت اين است كه عدّهاى نشستهاند و براى دنيا نقشه مىكشند و آن كه درشتتر است، ريزتر را ببلعد. بعضىها سادهلوحانه فكر مىكنند كه دنيا مثل آن بهشت موعود است و هر كس به حقّ خودش قانع است و همه برادروار كنار هم زندگى مىكنند.
غافل از اينكه يك عدّه مثل گرگ روبروى هم نشستهاند تا هر كدام از آنها چشم به هم بزند بقيّه پارهاش كنند. اصلًا همه چيز همين را نشان مىدهد. هميشه اينطور بوده است.
تاريخ بشر اينگو بصيرت پرچمداران ٣٠٦ اولين حمله نشريات به روحانيت ص : ٣٠٥ نه بوده است. آيا آمريكايىها از روى انسان دوستى، يوگسلاوى را بمباران كردند؟ و يا از روى انسان دوستى عراق را بمب باران مىكنند؟ آيا به خاطر انسان دوستى به ويتنام رفتند و آن فجايع را بوجود آوردند؟ آيا از روى انسان دوستى به كوبا حمله كردند؟ آيا فرانسوىها بهخاطر انسان دوستى كشور الجزاير را استعمار كردند؟
بنابراين، كسانى كه نمىفهمند و يا تجاهل مىكنند، سخن مورد قبولى ندارند. اما آنان كه اين مسايل را مىدانند و از روى حُسن نيّت پيشنهاد رابطه با آمريكا را مطرح مىكنند، به اين دليل كه: چون قدرت ما به آمريكا نمىرسد، لزوماً بايد با آنها رابطه داشته باشيم.
نتيجه اين نظر اين است كه بايد تسليم شويم! يعنى اينان توان ايستادن در برابر معارضين استقلال و عزّت ايران را ندارند و خواهان حكومتى هستند كه ماهيت آن با حكومت پهلوى خيلى فرق نداشته باشد ولى مدرن باشد. در حقيقت، يك مدرن سازى در حكومت پهلوى باشد. همان طورى كه حكومت پهلوى، مدرن سازى در حكومت قاجار بود.
علت انتخاب رضا خان