بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٥
مىدهد؟
پاسخ- وقتىكه فطرت منحرف مىشود، اين اتفاق مىافتد. ولى به استناد عقل شنونده حرف مىزند. حرفهايى كه امروز ايدئولوگهاى جامعه ما مطرح مىكنند و جامعه را به سمت ليبراليسم و مدرنيسم گرايش مىدهند، آيا بدون پشتوانه عقل است؟
آنها با استدلال مىگويند: «جامعه نياز به ولايت فقيه ندارد! جامعه بايد با عقل رياضى اداره شود. دين را بايد به شكل جديد فهميد!» گاهى در استدلال مناقشه مىشود و استدلالهاى آنان قوى مىباشد اما روح استدلالها باطن است. زيرا اين دلها تعلق خود به حقيقت را از دست دادهاند. به عبارت ديگر، ظاهر مطالب آنان استدلالى است اما باطن آن، همان است كه در پرسش به آن اشاره شده است.
٩- چگونه وحى مرتبه عالى عقل است؟
پاسخ- حقيقت عقل، حضور است. عقل يك مرتبه «حضور» و يك مرتبه «حصول» دارد. يك مرتبه آن «بىواسطه» و يك مرتبه ديگر آن «با واسطه» است. عقل در مرتبه حضور خود، عين وحى است و مظهر تمام و كمال آن، وحىاست. در مرتبه حصول خود، استدلال و برهان مىشود. از اين رو، در عالَم اسلامى، هرگز عقل از وحى جدا نمىشود.
١٠- در سخنان خود، غرب را زياده بزرگ كرديد. چون فرموديد: از شرق ديگر اثرى نيست. فكر نمىكنيد ضمن تأييد و توجه خطرات آن، سابقه كهن شرق نبايد ناديده گرفته شود؟
پاسخ- ما حقيقت شر بصيرت پرچمداران ٢٣٤ ضرورت بحث ص : ٢٣٢ ق را قبول داريم. اما امروز غرب بر شرق سايه افكنده است.
امروز تنها اثرى كه از شرق در عالَم هست، در كشور ما مىباشد. تمام عالَم تابع غرب است. چين، ژاپن و هندوستان نيز تابع غرباند. زيرا غرب بسان سرطان، سيطره دارد.
تنها اثرى كه از شرق حقيقى وجود دارد، همان كشور جمهورى اسلامى ايران است. البته آثارى نيز در هند و ... وجود دارد. اما آثار خود آگاه آن در كشور ما مىباشد. اگر خداى ناكرده آن نيز در زير سلطه غرب از بين رود، مصيبت بزرگى رخ خواهد داد. وظيفه ما است كه به سلطه و استيلاى غرب توجه داشته باشيم تا به دام آن گرفتار نشويم و اگر نه، ما غرب را بزرگ نمىكنيم. بلكه حقيقت غرب را بايد مشاهده كنيم.
١١- غربشناسى را از منظر تاريخ و فلسفه سياسى مطرح نماييد. در هر صورت، عناصر