بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨١
اين تصويرى كه ماركسيستهاى سنّتى ارايه كردند، باعث شد كه بسيارى از طرفداران حقوق زن و مرد از اينان جدا شوند. در دهههاى اخير، ماركسيستهاى جديد مقدارى از همين نظريه را گرفتهاند و در قالبهاى جديدترى تبيين كردهاند. به عبارت ديگر، بعضى از اشكالات نظريه سنّتى را برطرف مىكنند تا بحث جذّابتر شود.
٣- گروه راديكال (بنيادگرا): مهمترين و ريشه دار ترين گروه از فمنيستها، گروههاى فمينيستراديكال هستند كه به آنان بنيادگران فمينيستيا به اصطلاح فمنيستهاى افراطى مىگويند. اينان ريشه و علت وجود اختلاف ميان زن و مرد را جنس مرد عليه جنس زن مىدانند و آن را در تمامى سيستمهاى اجتماعى تعميم مىدهند.
يعنى در نقطه مقابل ماركسيستها كه وضعيت اقتصادى را اصل و ريشه تمامى ستمها مىدانستند، اينان اصل را ستم جنسى دانسته و مدعى هستند: «پدرسالارى و مردسالارى در جوامع ريشه تمامى فسادها در طول تاريخ بوده است و هر ستم مهمّى كه در جامعه اتفاق افتاده است، ريشههاى آن را در فرهنگ مرد سالار جستجو كنيد.» گروههاى فمينيستى به ظاهر حرفهاى قشنگى مىزنند و البته نظريهپردازهاى مهمى هم دارند كه بهويژه در دهه ١٩٦٠ بسيار معروف شدند. به نظر اينان، براى اصلاح وضع موجود و برقرارى تساوى، انجام چند كار ضرورى است. الف- در قانون و مقررات، تساوىِ زن و مرد لحاظ شود. ب- در برخوردارى از امكانات اقتصادى و فرصتها، زن و مرد مساوى باشند. يعنى اگر قانون اصلاح شود، زنان نيز مانند مردان مىتوانند جذب بازار كار شوند و زنان هم از همان مزدى كه مردان بهرهمند مىشوند، بهرهمند گردند.
مشكلى كه در اين صورت پيش خواهد آمد، عدم رغبت كارفرمايان براى جذب زنان است. زيرا زنان به بهانههاى مختلف چون زايمان، بيمارى و ... كار خود را تعطيل مىكنند و به اندازه مردان، توانايى انجام كار ندارند و راندمان كارها پايين خواهد ماند. براى رفع اين مشكل گفتهاند: اگر مشكل قانونى حل شود، بايستى زمينههاى تعادلى اقتصادى نيز ايجاد شود و هر جا كه زنان با وجود اينكه در قانون مساوىاند، امّا عملًا از امكانات برخوردار نيستند، بايد زمينهسازى شود تا زنان از حق تساوى برخوردار گردند.
در همين رابطه، در بعضى كشورهاى اروپايى، مثل فرانسه و حتى ايران، مباحثى مطرح شده است كه براى تساوى حقوق زن و مرد بايد راهكارهاى عملى پيدا كرد. يكى