بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩١
منوّرالفكر خواستار چنين وضعيتى بودند.
ب- بعضى از انديشمندان حوزوى معتقدند: اينقدر كه ما متأثر از روشنفكرى جهان عرب هستيم، متأثر از روشنفكرى غرب بطور مستقيم نيستيم. زيرا روشنفكرى غرب به جهان عرب مثل: مصر و لبنان و ... وارد شده و شكل اسلامى به خود گرفته است و سپس در كشورهاى ما نفوذ كرده است. اگر چه غربىها هم مؤثر بودهاند.
ج- بعضى از جمعيتهايى كه از زمان رضا شاه و محمدرضا در ايران پديد آمدند، گرايشهاى ماركسيستى داشتند. زيرا از سال ١٩١٧، كه پيروزى انقلاب روسيه در موفقيت ماركسيستها در ايران نيز مؤثر بود. البته در سال ١٩١٧، شايد هنوز رضا شاه بهجايى نرسيده بود. و پس از چندى، اين جمعيتها در ايران راهاندازى شدند. به طور مثال، در جريان كشف حجاب، در سال ١٣١٧ جرياناتى به وجود آمد كه با شعار «آزاد كردن نيمى از پيكره جامعه» و به صحنه آوردن آنان، مسأله كشف حجاب را راهاندازى كردند و بى حجابى اجبارى شد و كسى حق نداشت كه با حجاب از منزل بيرون بيايد.
پس از روى كار آمدن محمدرضا، مرحوم آيةالله سيد ابوالحسن اصفهانى، از مراجع وقت، نامهاى به ايشان نوشت كه شما سياست پدرتان را ادامه ندهيد و بىحجابى را اجبارى نكنيد و محمدرضا نيز موافقت كرد و كشف حجاب اجبارى از ميان رفت. البته در زمانى كه بعضى از زنان جامعه، به بىحجابى عادت كرده بودند و اگر در روز اول به زور چادر از سر آنان برداشتند، الآن به زور هم نمىشد به آنان چادر پوشانيد! اگر به روزنامهها و مجلات آن دوره نگاه شود، سراسر آنها پر از عكسهاى زنان بىحجاب است. با نگاهى به مجلات و روزنامههاى رژيم گذشته، به راحتى مىتوانيم نسل آينده را با انحرافات رژيم گذشته آشنا كنيم. و نيز كارگردانانِ فيلمهاى زمان شاه كه الآن مشغول فيلمسازى هستند، يك وجه مشترك در فيلمهاى قبل و بعد از انقلاب آنان ديده مىشود و آن تمسخر كردن حجاب و عادى جلوه دادن روابط زن و مرد و نيز خشن جلوه دادن افرادى است كه ظاهرى اسلامى دارند.
فمينيستها در رژيم طاغوت در عصر محمدرضا، بايد چند جريان را بررسى كنيم: وضعيت نشريات، كتب،