بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٣
بلكه يك بشر خدا است. اما فرقى نمىكند، چه يك بشر و يا همه آنان خدا باشند! پس حقيقت تفكر غربى، اينگونه در مسيحيت ظاهر شده است.
از حضرت مسيح عليه السلام كتاب و نوشتهاى در اختيار نيست. حضرت مسيح، انجيل را بهطور مكتوب نياورده است. مطالب آن به طور شفاهى بيان شده است. هفتاد و پنج سال بعد از زندگى مسيح، به عقيده ما عروج مسيح و به گفته مسيحيان مصلوب شدن او، انجيلهاى متعددى توسط نزديكان، دوستان و پيروان او نوشته شد. اين پرسش قابل دقت است كه: كتابى كه پس از هفتاد و پنج سال نوشته شد، چگونه و توسط چه كسانى و با چه فرهنگ و انديشهاى آن را نوشتند؟ نويسندگان انجيل، تحت تأثير فرهنگ يونانى رومى و فرهنگ هلنيستى بودند. هلنيست، فرهنگ يونانى مآبى است كه از يونان عبور مىكند و به روم مىآيد سپس به مصر و اسكندريه وارد شده و آثار خود را در ايران نيز به جاى مىگذارد. زبان اشكانيان، زبان يونانى مىشود و آنان به اين زبان سخن مىگفتند.
تفكر هلنيستى در نويسندگان انجيل تأثير گذاشته و مسيح در انجيل جنبه خدايى پيدا كرده است. راز پيدايش چنين تفكرى، آ بصيرت پرچمداران ١٩٢ عقل از ديدگاه راسل ص : ١٩١ ن هم براى مسيح به عنوان مظهر تفكر شرقى، در همين خاطره ازلى است كه با سير خود، همه چيز را در بر مىگيرد و هر چه به آن نزديك شود نيز تحت تأثير خود قرار مىدهد. آرى! اين تفكر غرب است اما آنچه در مسيحيت و يونان است، هنوز آغاز بسط كامل تفكر غربى است و كمال اين بسط، در عصر جديد اتفاق مىافتد.