بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٨
تنها روى كلمه استقلال تكيه كنيم. زيرا كاربرد استقلال مربوط به صحنه خارجى و كاربرد آزادى در صحنه داخلى است. هر چند جهت هر دو تخريب گذشته باشد. در جبهه خارجى، حكومت پهلوى و قبل از آن قاجار، وابستگى بود و در جبهه داخلى نيز استبداد وجود داشت. البته يك جرقههايى از استقلال و آزاديخواهى در ايّام نهضت تنباكو و نهضت ملّى شدن نفت زده شد؛ اما مثل آن است كه در شبى ظلمانى، در يك بيابان رعد و برق شود. اين برق يك لحظه روشنايى دهد و خاموش شود. امّا آثارى بر جاى گذاشته و بىترديد آنچه كه در انقلاب اسلامى بهدست آمده است بدون سابقه و پشتوانه تاريخى نيست. اگر انقلاب اسلامى در ايران اتفاق افتاد و در جاى ديگر چنين نشد، زمينههاى تاريخى، فرهنگى، سياسى و اجتماعى است كه در ايران فراهم آمده بود. زيرا: الف- اعتماد مردم به اسلام ١٤٠٠ سال سابقه دارد و نسبت به اهل بيت نيز همين مقدار سابقه دارد. اگر چه شكل سامان گرفته و مستمر آن به زمان تأسيس حكومت صفويه، حدود پانصد سال پيش باز مىگردد. ب- فرهنگ زبان فارسى، ادبيات، هنر و ساير متعلقات فرهنگ اين جامعه، در جريان انقلاب مؤثّر بوده است. امام در يك چنين زمينه مساعدى اقدام كردند. امام در عراق ضمن ارسال اطلاعيه و يا سخنرانى، ولايت فقيه را هم درس مىدادند. شهيد سيّد محمّد باقر صدر [نيز رهبرى مردم عراق را داشتند] و نهضت امام هم مثل نهضت «دَعْوِه» و ديگران بود، اما آنچه موجب شد در ايران چنين دعوتى صورت گرفت و مؤثّر شد، فراهم بودن زمينههاى آن بود.
اينكه چرا مردم روى استقلال بسيار تكيه نمودند، نيازمند بررسى مفصلى است؛ اما مىتوان بهطور خلاصه گفت: يكى از عوامل وابستگى كشور، وجود عوامل نفوذى داخلى است، به عنوان مثال، حدود دويست سال پيش وقتى آقا محمّد خان قجر به جنگ لطفعلى خان به شيراز رفت، شخصى بهنام حاج ابراهيم كلانتر به لطفعلى خان زند خيانت كرد و دروازه شهر را گشود و آقا محمد خان به شيراز مسلط شد. ما از خانواده حاج ابراهيم كلانتر قرائنى داريم كه با عوامل كمپانى هند شرقى «١» رابطه داشته است.
حكومت نسبتاً خوب زنديه را اين گونه ساقط مىكند و محمّد خان قاجار، كه خيرى از