بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٨
خداوند درباره عقل مىفرمايد:
«اوَّلُ ما خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلَ.» «١» اولين چيزى كه خداوند آن را خلق كرد، عقل بود.
منظور از عقل در اين حديث، عقل بشر نيست. زيرا خداوند بسيارى از موجودات را پيش از خلقت بشر آفريد. پس خداوند موجودى را خلق كرد كه نام او را «عقل» گذاشت.
اين موجود، فرشتهاى ما فوق همه عالَم طبيعت است. اين عقل است كه گاهى از حديث فوق به حقيقت مقدسه حضرت محمد صلى الله عليه و آله تعبير مىشود.
پس عقل در تفكر اسلامى، اگر چه در وجود بشر است، اما امرى قدسى و الهى است. امرى است كه بشر با آن مرتبط با ذات الهى مىشود. پس هر چند در وجود بشر به وديعه گذاشته شده اما همان است كه بشر را از طبيعت خارج مىكند و او را فراتر از آنچه در عالم طبيعت است، مىكشاند. پس عقل يك حقيقت قدسى است. اين مطلب اساسى در روايات پيشوايان دينى اين چنين آمده است:
الف- امام محمد باقر عليه السلام فرمود: آنگاه كه خداوند عقل را آفريد، از او پرس و جو كرد. پس خدا اول عقل را آفريد. به او گفت: پيش آى! عقل پيش آمد. به او گفت: بازگرد! او نيز بازگشت.
به او گفت: به عزت و جلالم سوگند! مخلوقى كه از تو نزد من محبوبتر باشد، نيافريدهام. پس تو محبوبترين موجود هستى و تو را فقط به آنان كه دوستشان دارم، بهطور كامل مىدهم. «٢» بنابراين، عقل در تفكر اسلامى مراتب دارد و بهگونهاى نيست كه ميان همه انسانها يكسان تقسيم شده باشد. ابن سينا براى عقل مراتب قائل است. اگر انسانها در مسير زندگى خود تلاش كنند، عقل آنان به مرتبه عقل بالملكه و عقل متعارف مىرسد و عقل بالمستفاد، عقلى است كه از همه كاملتر است و افراد خاصى از آن برخوردارند. اين مفهوم بهطور كامل با روايتى مطابقت دارد كه مىفرمايد: عقل مراتب دارد و بهطور يكسان ميان همه انسانها تقسيم نشده است.
ب- اصبغ بن نباته از امير مؤمنان امام على عليه السلام روايت مىكند كه: جبرئيل بر آدم نازل