بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٥
شويم. زيرا در اين صورت پيروزى بر دشمن امرى محال خواهد بود. پس همه اينها ما را ملزم مىكند كه غرب را بشناسيم و از اين واقعيت غير قابل انكار غافل نباشيم. به ويژه براى ما كه خود را پاسدار انقلاب و ارزشهاى انقلابى مىدانيم، شناخت نيروى مهاجم يك ضرورت است. البته من در اينجا بحث آكادميك راجع به غرب ندارم. اما به غرب، بهعنوان دشمن و نيروى مهاجم و جريانى كه در صدد براندازى نظام دينى در اين كشور است، نگاه مىكنيم و از چنين منظرى به شناخت غرب خواهيم پرداخت. به همين دليل، تصور مىكنم شناخت غرب ضرورتى است كه همه نيروهاى انقلاب و به ويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و كادرهاى اصلى مديريتى و فرماندهى آن، بايد ديدگاه روشنى نسبت به غرب داشته باشند. البته ادّعا نمىكنم چنين ديدگاهى در اين جلسه حاصل خواهد شد. اما دست كم انگيزهاى بايد در شما ايجاد شود كه غرب را با دقّتى به مراتب بيشتر از گذشته بشناسيد و بسيارى از مشكلاتى كه امروز در جامعه ما وجود دارد و معضلاتى كه پيشبينى مىشود و در آينده واقع خواهد شد، بىترديد ريشه در غرب دارد. بدون شناخت ماهيت غرب و نحوه سلوك با آن، ممكن است دُچار اشتباه شويم به سراغ خودىها رفته و دشمن را رها كنيم. و البته ممكن است بهدليل ضعفى باشد كه در شناخت پايگاههاى اصلى مهاجم در ما ايجاد شود.
نكته قابل توجه اينكه گروهى به اصطلاح روشنفكر كه كعبه آمال خود را در غرب مىبينند، معتقدند كه ما حدود دويست- سيصد سال از غرب عقب هستيم و امروز نيز اينها را بهعنوان مطالب نو مطرح مىكنند. امّا در حقيقت، هيچ يك از اين حرفها نو نيست و ما در دوره قبل، به موضوع حكومت دينى و غير دينى و مقايسه آنها اشاره كرديم و بىپايگى سخن آنان را گوشزد نموديم.