بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٨
فصل دوّم اعلميت، در مرجعيت و رهبرى تعريف اعلم اعلم به دوگونه تعريف شده است:
الف- اعلم عبارت است از: اوْسَعُ عِلْماً. كسى كه گسترش اطلاعاتى داشته باشد و اندوختهها و فرآوردههاى فراوان اطلاعاتى در زمينه يك تخصص داشته باشد. به عبارت ديگر، اعلم در فقه كسى است كه: اندوختههاى فراوان در زمينه مبانى استنباط داشته باشد.
ب- اعلم عبارت است از: اجْوَدُ اسْتِنْباطاً. در ميدان استخراج حكم و فتوى، زيباتر و بهتر از ديگرى حكم الهى را دريافت مىكند.
بديهى است تعريف برگزيده، تعريف دوم است. زيرا تنها برخوردارى از اطلاعات، حتى بطور گسترده، كارساز نمىباشد.
به نظر شما، اعلم در مسائل نظامى چه كسى است؟ در ميدان عمليات، دو عنصر اطلاعات عمليات حضور دارند: يكى داراى مطالعات و اطلاعات نظامى گسترده از نظام ارتشهاى شرقى و غربى جهان، كه در ميدان ارائه راهكارهاى نظامى نمىتواند سريع و بموقع به نتيجه مطلوب دست يابد. ديگرى كه از اطلاعات نظامى در حد كارشناسى و مورد نياز برخوردار است، اما دقيقتر و سريعتر از ديگران، آخرين نظريات و راهكارهاى عملياتى را با تيزهوشى و زيركى ارائه مىنمايد. بديهى است كه عنصر دوم، اعلم از ديگران است.
در ميدان فقه نيز اعلم كسى است كه سريعتر از ديگران، از فرع به اصل مىرسد و بهتر و زيباتر از ديگران، حكم خدا را از كُبرويات و اصول مسلّم و مدوّن دريافت مىكند.
البته اين دو تعريف قابل جمع است و يك مجتهد مىتواند «گستردگى اطلاعات» و «زيبايى استباط» را با هم دارا باشد.