بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣
اسلام آنگونه است كه خدا و پيامبر آن را به ما معرفى كردهاند. ولى در مسايل ظنّى، هيچكس را در مرحله «نظر» و «فكر» و نيز در «اجرا» و «عمل» الزام نمىكنند. تا زمانى كه با مسايل اجتماعى ارتباطى نداشته باشد. در اين صورت، بايد بر اساس نظر قاطع و واحدى مثل: نظر محاكم قضايى و قوانين اجتماعى عمل شود. در ساير موارد، به نوعى تسامح و تساهل وجود دارد.
تساهل و تسامح در ضروريات دين، در حقيقت به اين مفهوم است كه ما به اسلام «پايبند» نيستيم. عملى كه انجام آن، «حرام» قطعى است و همه فرقههاى اسلامى آن را حرام مىدانند. آيا به بهانه تسامح و تساهل، مىتوان آن را انجام داد؟ در اين صورت، امر به معروف و نهى از منكر، بهعنوان ضرورى دين، چه نقشى دارد؟ در عقايد، اعتقاد به جانشينى امام على عليه السلام، از ضروريات دين نيست. زيرا مسلمانانى وجود دارند كه «مسلمان» اند و «خون» آنان نيز محفوظ است و اعتقاد به امامت امير مؤمنان عليه السلام نيز ندارند. ولى اگر كسى بگويد: نماز، از دين نيست! گوينده آن مرتد است. هر چند نماز، از فروع دين است ولى همه آن را ضرورى دين مىدانند. حتى كفار نيز مىدانند كه نماز از احكام قطعى اسلام است. حجاب، از ضروريات دين است و در قرآن به آن تصريح شده است و نيز ساير مواردى كه در قرآن بهطور صريح از آن ياد شده است، از ضروريات دين مىباشد. بنابراين، درباره ضروريات نمىتوان گفت: فهم و نظر من چنين است! قرائت و برداشت من اين است! زيرا ضروريات و محكمات دين، جاى هيچ شك و شبهه ندارد و هيچگاه نمىتوان در آن مسامحه كرد.
سيره حضرت امام راحل قدس سره فراموش نشود. هنوز اوايل پيروزى انقلاب اسلامى بود.
حسن نزيه يك كلمه گفت: «لايحه قصاص كه براى تصويب به مجلس شوراى اسلامى ارايه شده است، انسانى نيست.» امام قدس سره فرمود: خون گوينده اين سخن، هدر است. زن او، بر وى حرام است. اموال وى به وارث مسلمان او منتقل مىشود. در نتيجه، حسن نزيه حتى براى يك شب نيز در اين كشور زندگى كند و فرار كرد.
و نيز، فردى در مصاحبه با راديو گفت: «الگوى ما اوشين است!» حضرت امام قدس سره بىدرنگ، تلفنى با صداى جمهورى اسلامى تماس گرفت كه اگر گوينده آن، توجه به گفته خود داشته باشد، مرتد است.