بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦
مَأَمَنَهُ.» «١» كافرى از لشكر دشمن پرسيد: من درباره اسلام سؤال دارم. اگر نزد شما بيايم، در امان هستم؟ يا چون تا به حال با شما جنگيدهام، خونم هدر است؟ پاسخ داده شد كه:
هر چند در لشكر كفر بوده و با ما جنگيدهاى و اگر در جنگ شكست مىخوردى، خون تو هدر بود اما اكنون كه سؤال دارى، سلامتى تو تأمين است و از آن پس، ما ضامن هستيم كه تو به سلامت باز گردى! اين تسهيلات از سوى اسلام، براى جوياى حقيقت فراهم شده است.
اما اگر كسى خواست با طرح سؤال، افكار جوانان را منحرف كند تا عليه نظام اسلامى بشورند آيا پيامبر و امامان عليهم السلام آن را تحمل مىكردند؟ آيا آنان جايز مىدانستند؟ شما جايز مىدانيد؟ هيچ عاقلى آن را جايز مىداند؟
قرآن مىفرمايد: وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ. «٢» منحرف كردن مردم از دين، از كشتن آنان بدتر است. اگر كسى كشته شود، چه بسا مظلوم باشد و حتى به بهشت برود. اما اگر فكر او را منحرف كردند، تا ابد جهنمى مىشود. ما به بعضى اجازه دهيم كه هرگونه اراده مىكنند و با هر تاكتيكى كه انتخاب مىنمايند، به كشور ما بيايند و جالب آنكه با بيتالمال مسلمانان بر ضد اسلام به فعاليت بپردازند! خيلى شگفتانگيز است كه سرمايه بيتالمال مسلمانان در روزنامهاى هزينه مىشود كه به طور مستقيم يا غير مستقيم ارزشهاى اسلامى را هدف قرار مىدهد! مسلمانان نيز ساكت بنشينند و از سر نجابت، خم به ابروى خود نيز نياورند! و آنان، با آزادى كامل به فعاليت مطبوعاتى بپردازند!! و حتى در تكميل شگرد شيطانى خود بگويند: «اسلام با تبليغات پيروز شد. ما اجازه دهيم كفار آزادانه به فعاليتهاى تبليغاتى بپردازند و جوّ تضارب آرا در جامعه شكوفا شود!!» در حقيقت، اگر هدف شكوفايى افكار جامعه در سايه تضارب آرا و انديشهها