بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤
مىفهميم. اگر شما به گونه ديگرى مىفهميد، فهم شما براى خود شما و فهم ما نيز براى خود ما معتبر است است. هيچ كس حق ندارد فهم ديگرى را تخطئه كند. قرائتها مختلف است.
اين مفهوم جديدى است كه به تازگى از غرب وارد شده است. فرقه جديدى در مسيحيت بوجود آمده است و مبتكر آن در كانادا است. چندى قبل در مصاحبهاى از او سؤال شد: اين مذهبى كه شما به تازگى تأسيس كردهايد، براى همجنسبازى چه جايگاهى قائل است؟ آيا با كتاب انجيل موافق است؟ وى در پاسخ گفت: من نمىگويم مخالفم يا موافق! ولى مىگويم انجيل را بايد از نو قرائت كرد. آنگونه كه شما تاكنون انجيل مىخوانديد و مىفهميديد، اين درست نيست.
پس، «قرائت جديد»، و «قرائت ديگرى» و موارد مشابه آن، از اينجا شده و از غرب وارد فرهنگ ما شده است. در كشور ما نيز كسانى مىگويند: اسلام داراى چند قرائت است. شما كدام قرائت را مىگوييد؟ آنگاه كه سخن از اسلامى شدن دانشگاهها مىشود، مىگويند: عجب حرفى شما مىگوييد! كدام اسلام؟! اسلامى كه حوزه علميه مىگويد يا اسلامى كه ما مىفهميم؟! اسلامى كه ما مىفهميم، همين است كه به آن عمل مىكنيم! شما نيز اسلام خود را در حوزه علميه اجرا كنيد. ما نيز كارى با شما نداريم.
تفكر پلوراليزم و كثرتگرايى درست است! نه شيعه و نه سنى هيچيك حق ندارند تنها خود را حق بدانند. هر يك قرائتى از اسلام است. حتى اسلام و مسيحيت حق ندارند خود را بهتر از ديگرى بدانند. زيرا هر كدام، يك قرائت از حقايق است.
به فرض آنكه به اين مباحث پاسخ دادهايم و بطلان اين القاءات فرهنگ غرب را تبيين كرديم و اين حقيقت را پذيرفتيم كه: اسلام و قرآن، داراى محكمات و يقينيات و ضرورتهايى است كه اگر كسى آنها را منكر شود، از دين خارج مىشود. و در نتيجه:
خون او حلال و همسر او بر او حرام مىشود. اموال او به وارث مسلمان منتقل مىگردد.
در اين صورت، منكر ضرورى دين، نمىتواند به راحتى بگويد: قرائت من از اسلام اين است، زيرا ضروريات دين، قابل قرائت و معرفت نسبى نيست. البته موارد مظنون و مشكوكى مثل اختلاف در فتوا وجود دارد كه همه مردم مىدانند و مطلب تازهاى نيست.
اما اسلام، قطعيات و ضرورياتى دارد كه هيچكس نمىتواند در آنها تغييرى ايجاد كند تا