بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٣
در صدر اسلام، مسيحيان نجران با پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در مورد حقانيت خود به بحث پرداختند ولى آنان استدلال پيامبر را نپذيرفتند. پيامبر به فرمان وحى، آنان را به «مباهله» دعوتكرد. مسيحيان تا صبح روز بعد، مهلت خواستند، هنگام مباهله فرارسيد. آنان با مشاهده حضرت زهرا عليها السلام، على، حسن و حسين عليهم السلام، از مباهله منصرف شدند و پرداخت جزيه را پذيرفتند.
آنگاه پيامبر اكرم درباره علت عدم پذيرش مباهله و انصراف آنان به مسلمان فرمود:
مخالفت آنان، براى آن نبود كه استدلال حق را نمىدانستند. بلكه آنان به خوردن گوشت خوك و مشروب عادت كرده بودند. آنان مىدانستند كه اگر اسلام بياورند، بايد از خوردن آنها اجتناب كنند.
بنابراين، اينگونه نيست كه انسان، تنها از ذهن و شناخت تشكيل شده باشد. در كنار عوامل شناختى و فكرى، عوامل روانى ديگرى نيز مؤثر است كه به سبب آنها، انسان به فكر، مكتب يا دكترين خاصى گرايش نشان مىدهد. اگر قرار بود با استدلال، اسلام و تعاليم آن را بپذيرند، بيانات پيامبران و امامان معصوم عليهم السلام بسيار رساتر از شيوههاى تبليغى ما بود.
آنان كه در ركاب امير مؤمنان عليه السلام شمشير به دست با معاويه جنگيده بودند، سخن امام عليه السلام را در جريان حكميّت نپذيرفتند. حضرت براى آنان استدلال كرد ولى آنان در پاسخ، به آن حضرت اتهام كفر زدند. از پذيرش ابن عباس، امتناع كردند و ابوموسى اشعرى را براى حكميت برگزيدند. آنان، براى به كرسى نشاندن حرف خود، هيچ استدلالى را نپذيرفتند و حتى جنگيدن را ترجيح دادند. بنابراين، سادهانگارى است كه تصور شود تنها با استدلال، مىتوان انسان را به فكر مورد نظر گرايش داد.
سؤال ١١- مراد كسانى كه مىگويند: دين قرائتهاى مختلف دارد و هر كسى مىتواند با قرائتى كه خودش از دين دارد، دين را بفهمد و عمل كند، چيست؟
پاسخ- البته اين بحث براى كسى مناسب است كه تعاليم همه جانبه قرآن و اسلام را قبول داشته باشد. مشروط به آنكه فهم قرآن را جايز بداند و فهم هركسى، تابع ذهنيت خود او نباشد و هر كسى قرائت خاصى از اسلام نداشته باشد يا نزد او، معرفت دينى نسبى نباشد. زيرا عدهاى مىگويند: قرآن و اسلام را قبول داريم ولى ما از اسلام اينگونه