بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧١
اين مفهوم از پلوراليزم نادرست است، زيرا جمع بين متناقضين مىباشد. قرآن مىفرمايد: كسانى كه گفتند خدا فرزند دارد، چنان حرف عظيمى بر زبان راندند كه جا دارد آسمانها از يكديگر بپاشند:
«وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً. لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِداً. تَكادُ السَّمواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْارْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدّاً. انْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً. وَ ما يَنْبَغى لِلرَّحْمنِ انْ يَتَّخِذَ وَلَداً. «١» مسيحيت نيز قايل به تثليث: پدر، پسر و روحالقدوس است. در ديدگاه پلوراليزم، هر دو دين درست است و هيچ يك بر ديگرى امتياز و برترى ندارد! هر دو دين، انسان را به حق مىرساند! درصورتى كه دين اسلام فرياد مىزند كه: ... وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا «٢» مسيحيت، اعتقاد به تثليث را از اصول خود مىداند و انسان بدون اعتقاد به آن، مسيحى نمىشود. در اين ميان، پلوراليزم مىگويد: هر دو دين درست است. در حقيقت، پلوراليزم هيچ يك از اين دو دين را قبول ندارد و آن را بيش از يك سليقه شخصى نمىداند. در قلب آنان، اثرى از اعتقاد به خدا و پيامبر وجود ندارد. اگر چه جرأت ابراز آن را ندارند.
بنابراين، وقتى پلوراليزم حتى با ملاحظه نقاط اختلاف و تناقض بين دو دين، هر دو را حق مىداند، در واقع هيچ يك از آن دو را حق نمىداند، زيرا دين حق، جز يكى بيش نيست: «فَماذا بَعْدَ الْحَقِّ الا الضَّلالُ. «٣» ١٠- چرا قوانين آسمانى، كه مورد نياز براى نجات انسانها است، بطور تدوين شده براى محافل و مجامع جهانى و مدعى به اصطلاح حقوق بشر ارسال نمىكنند تا در واقع، نجاتبخش انسانها باشد؟
پاسخ- ما مدعى هستيم كه قوانين اسلام، تأمين كننده سعادت انسان است. ولى مجامع جهانى برخى از قوانين اسلام را برخلاف حقوق بشر مىدانند، زيرا حقوق بشر، بايد همه را يكسان ببيند ولى اسلام، چنين ديدگاهى ندارد و ميان زن و مرد تفاوت قايل است. و نيز حقوق بشر، كرامت انسان را حفظ مىكند ولى شما مجازات اعدام جايز