بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٤
كمك كنند تا كار اختيارى انجام شود. يكى به منزله چراغ و ديگرى موتور محرك است.
عواطف، احساسات، ميلها، شوقها و انگيزههاى روانى، همانند موتور محرك، انسان را به حركت درمىآورند. ولى سمت و جهت حركت را عقل و قواى فكرى تعيين مىكنند. البته آن عقلى كه به صورت كامل، مؤيَّد از ناحيه وحى باشد، نه عقول ناقص و مسخ شده. اگر يك دستگاه خودرو، در شب بدون چراغ حركت كند، ممكن است از جاده منحرف شود، انسان نيز اگر بدون عقل و فقط به اتكاء نيروى عاطفه بخواهد حركت كند، به هدف نمىرسد. اين دو نيرو، بايد به موازات يكديگر و پيوسته در انسان تقويت شوند. ما ملت ايران در آغاز انقلاب به دليل عشق فوقالعاده به حضرت امام قدس سره و مقبوليت همگانى ايشان، انديشهها و رهنمودهاى آن حضرت را با شناخت اجمالى پذيرفتيم ولى جا داشت كه در اين مدت كسانى به تجزيه و تحليل و تبيين مبانى ايشان بپردازند تا اعتقادات مردم را تعميق بخشند و ديگر امكانى براى القاء شبهات از سوى شياطين باقى نماند. متأسفانه دشمن از اين خلأها استفاده كرده و با تبليغات گسترده اذهان پاك جوانان را مغشوش و منحرف مىسازد. بهطورى كه ابتدا ممكن است تصور كند كه «شايد» اينها درست بگويند! شايد امام راحل قدس سره در «جايى» اشتباه كرده است! بطور ناخودآگاه، يك درصد به پنج درصد افزايش مىيابد و آرام آرام، انسان دچار شك و ترديد مىشود و راه براى استيلاى شيطان بر روح و دل او هموار مىگردد. آنان كه سى سال در مكتب امام راحل قدس سره تربيت شدند، چنين خطرى را در پيش رو دارند، سرنوشت جوانانى كه امروز پا به صحنه اجتماع مىگذارند، چگونه خواهد بود؟ آنان كه امام راحل قدس سره و شيوههاى تربيتى او را نديدهاند و مشكلات پيش از پيروزى انقلاب اسلامى را مشاهده نكردهاند، تقويت مبانى فكرشان بسيار ضرورت دارد. انسان همواره در معرض خطر است. شما نمونههاى آن را در همه اقشار، حتى در ميان روحانيون مشاهده كردهايد كه برخى از آنان حتى شاگرد امام قدس سره بود ولى به صدام پيوست و بر ضد امام راحل قدس سره سخنرانى كرد! بنابراين، ما بايد قواى فكرى خود را تقويت كنيم. هميشه عاملِ عاطفى كارآمد نيست. البته وجود آن ضرورت دارد و بايد تقويت شود. ولى جانشين نيست. فكر نيز جانشين عاطفه نيست. فكر و عاطفه، دو عاملاند كه به كمك هم مؤثر واقع مىشوند.