بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥١
قانون نيز مشخص گرديد. حال بايد ديد كه مجرى قانون چه كسى بايد باشد؟ داراى چه شرايط و اوصافى باشد؟ راه انتخاب و برگزيدن او كدام است؟
پيشينه دولت از ديرباز، دانشمندان و نيز ساير كانونهاى قدرت، انواع مختلفى از حكومت را به جهان ارائه و يا تجربه كردهاند كه بهطور فشرده به برخى آنها اشاره مىكنيم.
الف- افلاطون معتقد بود كه حكومت بايد در اختيار حكيمان باشد. براى تأمين مصالح جامعه، مجرى قانون بايد حكيم و فيلسوف و داناترين مردم باشد تا بتواند بهترين قانون را وضع و اجرا كند. در واقع، اين نظريه، تنها يك تئورى بود كه در كتابهاى افلاطون باقى ماند و در طول تاريخ، هيچگاه حكومت در دست حكيمان، و آن هم برترين آنان نيفتاد. مگر در دورانى كه حكومت در دست انبياء و دوران كوتاهى در دست امامان معصوم عليهم السلام بود، زيرا آنان مصداق واقعى حكيمان بودند واگرنه، تئورى افلاطون هيچگاه به وقوع نپيوست.
ب- شكل ديگر حكومت، ديكتاتورى است. كسانى كه به زور بر مردم حاكم مىشوند. چه با قدرت بدنى كه، در زمانهاى قديم، پهلوانان حكومت مىكردند و يا بهوسيله قدرت سلاح كه از صنايع پيشرفته و متناسب با زمان استفاده مىشود.
ج- استخدام انواع قدرتهاى: علمى، سياسى و تبليغاتى براى حكومت بر مردم.
اگرچه شكل ظاهرى اين حكومتها با يكديگر تفاوت مىكند ولى همگى يك هدف را دنبال مىكنند.
د- شكل ديگر حكومت، كه امروزه به نام دموكراسى از آن ياد مىشود، حكومت مردم بر مردم است. اين شكل حكومت از ٢٥٠٠ سال پيش مطرح بود ولى در همان دوران، حكيمان آن را «بدترين» نوع حكومت يا حكومت «اوباش» مىدانستند، زيرا اگر اختيار امور جامعه در دست تودههاى مردم باشد، اوباش از ديگران پيشى مىگيرند. آنان كه متين و با وقار هستند و بصيرت پرچمداران ٦٠ شبهات جديد:
ص : ٥٩ خود را از درگيرىها بدور نگه مىدارند، از صحنه اجتماع فاصله مىگيرند و كارها به دست اوباش مىافتد.
از اين رو، حكيمان حكومت مردم را با حكومت اوباش توأم مىدانستند. ولى با تجربههايى كه از حكومتهاى ديكتاتورى و شكلهاى مختلف آن در دنيا به دست آمد،