بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦
حرف، همان كوسه ريش پهن است. كه با يكديگر قابل جمع نيستند.
بنابراين، بر مسلمان واجب است براساس منطق خود، قوانين را مطابق دستورات خداوند وضع كند. البته در مواردى خداوند متعال قوانين قطعى و ثابت وضع نفرموده است ولى كلياتى را تعيين كرده كه آشنايان به ارزشهاى الهى و متخصصين در فهم دين و و شناخت حكمتهاى دينى، بهتر مىتوانند آنها را بفهمند.
به عبارت ديگر، به كسانى كه دين آگاهتر و دين شناستر باشند، اجازه داده شده است كه در مواردى كه بايد قوانين متغير و موقتى وضع كرد، با رعايت مصالحى كه در دين تبيين شده، قوانين وضع كنند. اين وضع قانون، با اجازه خود خداست. اما درباره كسى كه از نزد خود، قانونى را وضع مىكند و مىگويد: اين قانون معتبر است و همه بايد از آن پيروى كنند. قرآن كريم مىفرمايد:
«قُلْ ءَاللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ امْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ.» «١» اى پيامبر! بگو: آيا خدا به شما اجازه داده است كه اين دستورات را مىدهيد يا به خدا افترا مىبنديد؟! پس اگر خود را معتقد به خدا مىدانيد و به خدا حق قانونگذارى مىدهيد چگونه خودتان نيز قانون وضع مىكنيد؟!، پس وضع قانون بايد به اجازه او باشد. انسانى كه بر وجود خود حاكم نيست و حق ندارد براى شخص خود، قانون وضع كند، چگونه مىتواند براى جامعه و ميليونها انسان قانون وضع كند؟ اين روش با بينش دينى سازگار نيست. بنابراين، سخن ما منطقىتر است، زيرا مىگوييم: كسى قانون را وضع كرده است كه به مصالح مردم آگاهتر است. موازين عدل را بهتر از ديگران مىداند و در حقيقت، ميزان عدل را او تعيين كرده است:
«وَالسَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْميزانَ الَّا تَطْغَوْا فِى الْميزانَ» «٢» «لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ انْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْميزانَ» «٣» ميزان عدل در اختيار ما انسانها نيست كه درست بتوانيم عادلانه بودن يا نبودن قانونى را محك بزنيم. او بر ما منت گذاشته و اين موازين را نازل فرموده است. آنگاه ما