بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤١
ارتجاع و استبداد ايستادهاند. [در انتهاى مقاله مىنويسد] همين روزنامهنگار و نظاير او وقتى كرباسچى در چنگال قهّار پروندهسازان قوّه قضائيه دست و پا مىزد، سرسختانه به حمايت از او برخاستند. زيرا در آن مرحله دفاع از كرباسچى، دفاع از دستگاه پابر و جاهر بود. در كشورى كه حزب وجود ندارد، تنها از طريق مطبوعات مىتوان انديشه را از خطر رهانيد. تنها قلم است كه مىتواند رهبرى مردم در پيكار به دست گرفتن و ساختن جامعه را بهعهده گيرد.» سند پنجم: در تاريخ ٧/ ٨/ ١٣٧٧؛ كيهان لندن شماره ٧٣٠ و قبل از آن در شماره ٧٠٥ تاريخ ١٧ ارديبهشت ٧٧ با عنوان «روزنامه نگاران تصفيه شده انقلاب برمىگردند» مىنويسد: «در ارزيابى نهايى از تحوّلات ايران پرسشى كه مطرح است اين است كه عمر شكوفايى در ايران چقدر است و آيا آزادى جارى عمرى كوتاه چون بهار در پى انقلاب ٥٧ را خواهد داشت. [و در تحليل سياوش آذرى از روزنامهنگاران قديمى و عضو تحريريه راديو اسرائيل و در حال حاضر با راديو ٢٤ ساعته آمريكا با حسين مُهرى كار مىكند، مىگويد] «اهل قلم و سخن به آينده مطبوعات در ايران مشتاقانه نظر دوختهاند. مطبوعات ايران در يك سال اخير سرنوشت نخستين نبردها را به نفع آزادى تغيير دادند. امّا تا پيروزى در يك جنگ تمام عيار با دولت مردانِ امروز و فرداى ايران و نيز كسب احترام و اطمينان كامل به مطبوعات فاصله هنوز بسيار زياد است.» يعنى وضع موجود را با سالهاى اول انقلاب مقايسه مىكنند. بروز و ظهور همان توطئههايى كه سال ٥٧ آغاز شد. آن سالها چگونه بود؟ مگر غير از اين بود كه در آن زمان بسيارى از مطبوعات مثل: تهران مصور، آسياى جوان، جوان، جمهورى و ...، مشابهتهاى دقيق اين حوادث با روزهاى اوّل انقلاب و سالهاى قبل از انقلاب دارند؟! افرادى كه در اين نشريات قلم مىزنند، معلومالحال و شناخته شده هستند. ايرج جمشيدى، مدير عامل نشريه جمهورى از كسانى است كه همراه گُلسرخىها به زندان افتاد و به دليل از پا درآمدن در مبارزه و همكارى با دولت به خدمت رژيم سفاك ستم شاهى درآمد و به «رستاخيز جوان» پيوست. زمانى كه حزب رستاخيز تشكيل شد، مجلهاى به نام «رستاخيز جوان» داشت و در دوران انقلاب به كمك بهمن رازانى از گروههايى كه اوّل انقلاب زندانى شد، شركتى را راهاندازى مىكند. تيتر مقالات و مجلّات آنها در دوره اوّل انقلاب، مشابهت بسيارى با الآن دارد. «رستاخيز جوان» اوّل