بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢٨
حاكم اسلامى، ضمن داشتن حُسن ظن به افراد جامعه، بايد مانع از بروز اختلافات و كينهورزى در ميان مردم شود. اگر خطايى از شخصى سر زد، در صورت ممكن، از آن چشمپوشى كند و چون پدرى مهربان او را به راه صحيح هدايت كند. اگر چه در مقابل دشمنان بايستى از كوچكترين خطا گذشت ننمايد و نسبت به آنان سختگير باشد.
حاكم اسلامى بايد با مردم نزديك و خود بهطور مستقيم درد جامعه را لمس نمايد تا در گشودن گرههاى مشكلات بيشتر موفق باشد. زيرا ممكن است كسانى در رسانيدن خبرها مبالغه كنند و يا خبرهاى جعلى به اطلاع او برسانند. حضرت فرمود: «انِّما الْوالِىُ بَشَرٌ لا يُعْرَفَ ما تُوارَى عَنْهُ النَّاسَ بِهِ مِنَ الْامورِ وَ لَيْسَتْ عَلَى الْحَقِّ سَماتٌ تُعْرَفُ بِها ضُرُوبِ الصِّدْقِ مِنَ الْكِذْبِ» «١» حاكم اسلامى هم يك بشر است و آنچه در ميان مردم مخفى است، نمىداند. حق براى او روشن نيست؛ زيرا حق علامتى مشخص ندارد.
١٠- اظهار اشتباه: از خصوصيات حاكم اسلامى، پذيرفتن اشتباهات خود و اظهار آن براىمردم است. حضرت مىفرمايد: «حاكم اسلامى چون اشتباهى مرتكب شد، قبل از آنكه مردم بهطور شايعه در همه جا پخش كنند و عليه او سخن بگويند، خود معترف به اشتباه خود شود كه اين كار براى دوام حكومت و رهبرى او نيز مفيد است.» عزيزان، نكته آخر اين كه اميرمؤمنان عليه السلام در هر جا كه فرماندارى نصب مىكرد، مراقب بود كه از ناحيه او به مردم ظلمى صورت نگيرد و چون متوجه خطاى كسى مىشد، به سرعت او را از حكومت عزل مىكرد. «سوده» زن قهرمانى كه در كاخ معاويه به دفاع از حضرت على عليه السلام برخواست و با اشاره به يكى از كارهاى نيك امام گفت: روزى پس از اقامه نماز جمعه، شخصى از حاكمى شكايت كرد و مردم نيز سخن او را تأييد كردند.
امام بى درنگ حكم عزل او را صادر كرد و به حالت گريان به خداوند عرضه داشت: خدايا! من هرگز راضى نيستم كسى را منصوب كنم كه به مردم ستم روا دارد.» عزيزان كه آنچه حضرت على عليه السلام درباره ويژگىهاى حاكم دينى مىفرمايد، امروز در وجود مقام معظم رهبرى وجود دارد. اگر كسانى از قبل و بعد از انقلاب با زندگى ايشان آشنايى داشته باشد، ويژگىهاى مذكور را در مقام معظم رهبرى به روشنى لمس مىكند