بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢٦
٦- توجه به مردم: در هر حكومتى مردم نسبت به حاكم خود توجه دارند و اعمال او را مورد سنجشقرار مىدهند. در حكومت اسلامى نيز چنين است. و حضرت على عليه السلام به مالك مىفرمايد:
«وَ انَّ النَّاسَ يَنْظُرُونْ مِنْ امورِكَ فى مِثلِ ما كُنْتَ تَنْظُرُ فيهِ مِنْ امورِ الْوُلاةِ قَبْلَكَ وَ يَقُولُونَ فيكَ ما كُنْتَ تَقُولُ فيهِمْ وَ انَّما يَستَدَلُّ عَلَى الصَّالِحينَ بِما يُجْرِى اللَّهُ لَهُمْ على الْسُنِ عِبِادهِ ...» «١» مردم كارهاى تو را زير نظر دارند. همانطور كه تو پيش از آن به كار واليان گذشته نگاه مىكردى. و نسبت به تو چيزى را مىگويند كه تو نسبت به افراد قبلى مىگفتى. بدان آنچه را كه مردم درباره افراد صالح قضاوت مىكنند، گاه سخن خداوند است كه بر زبان بندگان جارى شده است.
پس يعنى حاكم اسلامى بايد متوجه باشد كه مردم همه اعمال او را زير نظر مىگيرند و نقاط ضعف و قوت او را مىبينند. اين سخنان اشاره دارد به اينكه مالك اشتر در زمان عثمان چگونه به كارهاى او دقت مىكرد و از اعمالى چون تبعيد شدن ابوذر غمگين بود و از حيف و ميل شدن بيتالمال توسط اقوام و افراد خاص غصه مىخورد. حال كه او حاكم مصر شده، است مردم آن ديار نيز كردار و گفتار او را به دقت مىسنجند و او را با ساير حاكمان مقايسه خواهند.
٧- رعايت انصاف و خود رأى نبودن: حضرت به مالك اشتر مىفرمايد: «وَ لا تَقُولَنَّ انى مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَاطاعُ فَانَّ ذلِكَاذْ غالٌ فِى القَلبِ و مَنْهَكَةٌ لِلدِّينِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الغِيَرِ، ... انْصِفِ اللَّهَ وَ انْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ وَ مِنْ خاصَّةِ اهْلِكَ» «٢» هرگز نگو من اميرم و دستور مىدهم و شما مردم موظف به اطاعت از من هستيد.
زيرا اين رفتار موجب فساد شخصيت تو مىشود و دين هم نابود خواهد شد و مردم نيز به افراد بىايمان تمايل پيدا مىكنند. خود را در مقابل خدا و مردم قرار بده و مُنصف باش و نسبت به اقوام مراقب باش، كه به دور از انصاف رفتار نكنى.
در حقيقت، پذيرفتن آراى ديگران و احترام گذاردن به نظرات آنان، از جمله وظايف