بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢٤
از اين رو، حاكم اسلامى براى تداوم حكومت و مطلع بودن از وضعيت واقعى جامعه، بايد نقدپذير باشد و آنان كه از روى صداقت، اشكالات را گوشزد مىكنند، مورد تشويق قرار دهد و آنان را جذب كند.
٣- بها ندادن به چاپلوسان: از آفتهاى حكومت اسلامى، وجود افراد متملق و چاپلوس است كه سعى مىكنند همه كارهاى حاكم اسلامى را صحيح جلوه دهد و عيوب و مشكلات را بپوشانند. حضرت امير عليه السلام خطاب به مالك مىفرمايد: افراد چاپلوس، با مدح و تمجيد بىمورد و مبالغهآميز، موجب غرور حاكمان دينى مىشوند:
«فَأِنَّ كَثْرَةَ الأِطِّراءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ تُدْنى مِنَ الْعِزّةِ» «١».
٤- تشويق افراد درستكار: در درون حكومت افراد متفاوتى وجود دارند. عدهاى صادقانه و در راه خدا با هدف و انگيزه والا خدمت مىكنند. گروهى نيز يا بىتفاوت هستند و يا از روى عناد ولى با حفظ ظاهر به انجام كارى مشغول هستند. اميرمؤمنان على عليه السلام ضمن اشاره به اين مطلب مىفرمايد: «وَ لا يَكُونَنَّ الُمحْسِنُ وَالْمُسىءُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَةِ سَواءِ» «٢» افراد مطيع و سركش با هم مساوى نيستند.
حاكم اسلامى بايد نسبت به افراد بهگونهاى رفتار كند كه افراد صادق و درستكار مورد لطف او قرار گيرند به آنان بىاحترامى صورت نگيرد تا آنان نيز از عمل صادقانه خود پشيمان نشوند. و نيز با افراد خاطى به گونهاى برخورد كند كه براى ارتكاب بيشتر گناه و عمل ضد ارزشى وسوسه نشوند. چنان كه حضرت در ابتداى پذيرش خلافت اعلام نمود كه آنچه از بيتالمال به ناحق برده شده است، باز پس خواهد گرفت و همه در برابر قانون يكسانند و اموال بيتالمال به طور مساوى بين مسلمانان تقسيم مىشود.
وقتى زنى از اشراف قريش نسبت به تقسيم حضرت كه به او و كنيزى هر كدام سه درهم بخشيد اعتراض نمود، حضرت در پاسخ فرمود: «همه با هم برابرند و هيچ كس را بر ديگرى برترى نيست جز به تقواى الهى. آن نيز اجر و پاداشش نزد خداوند محفوظ است.» «هيچ كس نبايد گمان كند كه به دليل نسبت داشتن با خليفه و يا از مسلمانان صدر اسلام است، حقى اضافهتر از ديگران دارد و بايد از بيتالمال سهم بيشترى نصيب او