بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢٢
نمايد. در غير اين صورت، حكومت اين جامعه، حكومتى غير دينى خواهد بود. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «وَ لَمْ تُقَدَّسُ امّةٌ لا يُؤاخَذُ لِضَعيفٍ فيها حَقَّهُ مِن الْقَوّىِ غَيْرِ مُتَتَعِّتَع» «١» ناپاك و غير دينى است جامعهاى كه در آن ضعيف نتواند بدون لكنت زبان حق خود را از شخص قوى مطالبه نمايد! پس بايد جامعه بهگونهاى باشد كه مظلوم بدون التماس و خواهش، حق خود را از ظالم بستاند و حكومت دينى پشتوانه او باشد در غير اين صورت، اين جامعه، دينى نخواهد بود! ٣- استِصلاحَ اهْلِها از جمله وظايف حكومت دينى، اصلاح عقيدتى، اخلاقى، فرهنگى و رفتارى مردم جامعه است. در حقيقت، اين فرمان مولاى متقيان به مالك اشتر بيانگر آن است كه دولت اسلامى، ضمن آزادى دادن به مردم و احترام قائل شدن براى آنان، بايد مواظب امنيت فرهنگى جامعه نيز باشد. مبادا به بهانه آزادى، فرهنگ و دين مردم، مورد هجوم عقايد ضد دينى قرار گيرد و ارزشهاى دين پايمال شود! ٤- عِمارَةَ بِلادِها حكومت بايد ضمن حفظ شؤونات اسلامى و تبليغ احكام دين، در آباد كردن دنياى مردم نيز كوشش بسيار به عمل آورد و سطح زندگى رفاهى آنان را به حدّ مطلوب برساند. نته قابل توجه آن كه سخن حضرت، پاسخگوى اين شبهه نيز است كه «اسلام براى ماديات اهميتى قائل نبوده و تنها امور معنوى را در نظر مىگيرد!» زيرا مولاى متقيان براى حكومت اسلامى، وظيفه توسعه اقتصادى را سفارش مىكند و اسلام ماديات را زمينه رسيدن به معنويات مىداند و آن را بهطور مطلق مردود نمىشمارد.
چنان كه بهطور مطلق هم نمىپذيرد.
ويژگىهاى حاكم اسلامى در حكومت دينى ١- خدمتگذار مردم: حضرت على عليه السلام به مالك اشتر بهعنوان حاكم اسلامى فرمود:
«أَشْعِر قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَةِ وَالَمحَبَّةَ لَهُم وَاللُّطْفَ بِهِم» «٢» به قلب خود بفهمان و به خود تلقين كن كه بايد با مردم با محبت، لطف و مهربانى رفتار نمايى. اينگونه بينديش كه خدمتگزار آنان هستى و ارباب مردم نمىباشى. پس رابطه حاكمان دينى با مردم، رابطه