بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢٠
مردم در قانون، مراعات حرمت افراد و نظرات و شئونات آنان، دورى جستن از خودرأيى، تأمين نيازهاى مردم، مبارزه با فقر، قرض دادن، رسيدگى به مستضعفان و آموزش همگانى است.
حكومت دينى از نگاه حضرت على عليه السلام ابوالاسود دوئلى از اصحاب امام على عليه السلام و واضع علم «نحو»، به عنوان قاضى در يكى از شهرهاى اسلامى به امر قضاوت مشغول بود. روزى اميرمؤمنان على عليه السلام حكم عزل وى را نوشت و او را به مركز حكومت احضار كرد. چون به نزد حضرت آمد، از علت عزل خود پرسيد. و حضرت پاسخ داد: «روزى در دادگاه، بر سر متهم فرياد كشيدى و صداى تو بلندتر از شخص شاكى بود. از اين رو، تو را از منصب قضاوت عزل نمودم!» پس وقتى دين مقدس اسلام، نسبت به منافع مردم تا اين اندازه دقت دارد و حاكم اسلامى را موظف به حمايت از حقوق مردم مىداند، چگونه مىتوان حكومت دينى را مانع رشد جامعه دانست؟ حتى در فقه اسلامى است كه قاضى به هنگام خستگى يا گرسنگى و سيرى نبايد قضاوت كند. زيرا در آن شرايط ممكن است رنجورى و خواب بر او غلبه كرده و به درستى قضاوت نكند و حق كسى ضايع گردد. همچنين كفش قاضى نبايد تنگ باشد كه او در قضاوت مشكل پيدا كند! و يا قاضى نبايد از مراجعات خسته شود و بايد صبورانه دنبال كشف موضوع باشد. وقتى موضوع براى او مشخص شد، بايد قاطعانه برخورد نمايد و تحت تأثير جوسازى و خوشآمدگويىها قرار نگيرد.
از اين رو، مىبينيم كه اميرمؤمنان على عليه السلام به هنگام پذيرش خلافت در اولين سخنرانى خود به مردم يادآور مىشود: «كه آنچه از بيتالمال توسط افرادى برده شده است و يا از مردم به زور گرفته شده باشد، اگر چه كابين زنان خود قرار داده باشند، باز پس خواهم گرفت!» نكته مهمى كه حضرت بدان اشاره دارد، برقرارى عدل است كه در تحقيق آن ظلم وستم دستاويز قرار نخواهد گرفت و به عبارت ديگر هدف وسيله را توجيه نمىكند. البته عمل كردن مطابق وظايف حاكم اسلامى و اجازه ندادن به افراد براى استفاده شخصى از بيتالمال، موجب شد كه افرادى در مقابل حضرت صفآرايى كنند و جنگهاى جمل، صفين و نهروان به وجود آيد. همچنين وقتى يكى از مأموران مالى در