بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١٩
مقدس شخص معينى را براى حكومت تعيين نكرده است. پس هم انتصابى و هم انتخابى است! «انتصابى» است، زيرا شرايط حاكم و حق حاكميت بهطور دقيق بيان شده است. و «انتخابى» است، چون از ميان عدهاى از افراد كه داراى شرايط حاكميت اسلامى هستند، مردم يكى را بهعنوان حاكم اسلامى و ولى فقيه، بهطور مستقيم يا از طريق خبرگان منتخب، انتخاب كرده و با او بيعت مىكنند. پس در اين تفكر و انديشه، انتخاب و كشف يكى خواهد بود. اما متأسفانه بعضى در روزنامه نوشتند كه: «دو جريان وجود دارد. عدهاى قائل به كشف و گروهى قائل به انتخاب هستند». در صورتى كه كشف و انتخاب يكى است. زيرا انتخاب به معنى انتخاب لائيك نيست كه هر كس را كه مصداق آن انتخاب الهى نباشد و انتخاب شود، مورد قبول قرار گيرد. بلكه بايد كسى كه شرايط شرعى را دارا است، انتخاب و حاكم اسلامى شود و چون اين انتخاب، انتخاب ايدئولوژيك است، بدون «كشف» معنى ندارد. اين روش مخصوص دين نيست. بلكه در ساير امور زندگى نيز اينچنين است. به طور مثال، براى انجام عمل جراحى، همه سعى مىكنند كه حاذقترين پزشك را شناسايى كرده وبراى درمان به او مراجعه كنند. اين انتخاب همراه با كشف است.
حكومت دينى در روايات اسلامى در بسيارى از روايات به «حكومت» دينى تصريح شده است. متأسفانه بسيارى از افراد به اصطلاح روشنفكر و دانشجو، نسبت به اين روايات اطلاع كافى ندارد. وقتى اينها را براى آنان مىخوانيم، بيشتر آنان حكومت دينى را مىپذيرند. پس بايستى در مجامع علمى، با استناد واستدلال كردن به روايات، از خدشهدار شدن حكومت دينى جلوگيرى نماييم. علاوه بر آن، روشن كنيم كه حكومت دينى برخلاف حكومت كليسايى قرون وسطى، حاكمانى اشرافى ندارد و افراد حقّ انتقاد و نظارت بر حاكمان را دارند و روايات بسيارى در جلد دوم كتاب «الحياة» موارد فوق را تأييد مىكند. اين كتاب بيش از هفت فصل درباره حكومت دينى و حاكمان دينى بحث كرده و توسط آقاى احمد آرام به فارسى ترجمه شده است. از جمله مسائلى كه در اين روايات اشاره شده است، مسؤوليتهاى حاكم دينى اعم از اجتماعى و شخصى نيروهاى نظامى، برابرى همه