بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١٢
نيّت درست باشد و مالى از راه مشروع به دست آيد، عملى معنوى نيز محسوب مىشود. چنان كه پيامبر صلى الله عليه و آله اسلام مىفرمايد: «الْكادُّ على عَيالِه كَالْمُتَشَحَّطُ بِدَمِهِ فى سَبيلِ اللَّهِ» «١» «كسى كه براى تأمين معاش خانوادهاش از راه حلال تلاش مىكند، مثل كسى است كه خونش در راه خدا ريخته شود و شهيد است!» با توجه به اين حقايق، چگونه مىتوان مدعى شد كه زندگى مردم از دين جدا است؟
پس دين در زندگى فردى و اجتماعى مردم جاى دارد و هيچ كس نمىتواند آن را انكار نمايد. چنان كه حضرت على عليه السلام منصب حكومت را داشت و در ميادين جنگ شمشير مىزد و در مزرعه براى تأمين روزى خود و خانوادهاش تلاش مىكرد و همه اينها با يك نيّت و براى دين بود. پس همانطور كه زندگى اميرمؤمنان على عليه السلام سراسر «دينى» بود، مؤمنان نيز بايستى چنين برنامهاى را در زندگى خود داشته باشند.
البته سخن اينان از اين مطلب نشأت مىگيرد كه براى آفرينش انسان هيچگونه فلسفهاى قائل نيستند و ديدگاههاى «غايت انگار و غايت مدار» را براى عالم قب بصيرت پرچمداران ٤٢١ حكومت دينى از نگاه حضرت على عليه السلام ص : ٤٢٠ ول ندارند و مىگويند: «نبايد براى خلقت و حيات انسان فلسفه تراشى كرد. وقتى اصل آفرينش و زندگى فلسفه ندارد، معلوم است كه اخلاق و حقوق نيز فاقد فلسفه است. در نتيجه حكومت و سياست فاقد فلسفه، به خصوص فلسفه دينى خواهد بود. در اين صورت، جامعه مدنى منهاى ارزشها و مدينه فاضله منهاى فضيلت است و تمدّن مبتنى بر اصالت لذّت نه اصالت كمال، براى انسان به ارمغان مىآورد. دعواى اصلى امروز بهخاطر دو تمدن است: تمدنى كه انبياى الهى وارث آن هستند و لذات، مشكلات و همه كارها را بر محور اصالت «كمال» مىدانند و تمدن ديگرى كه در برابر انبياء صف بسته ملاك اصلى زندگى را لَذَّتهاى مادى مىشناسد و مىتواند ارزشها و كمال را «وتو» كند. پس همه اين دعواها كه مكاتب، اسمها و الفاظى را به وجود آورده است، به خاطر جايگزينى: لذت بهجاى حقيقت، سود به جاى سعادت، امنيت بهجاى عدالت، توسعه عارى از عدالت بهجاى ارزشها، خدمت به جاى اصلاح، پلوتيك بجاى سياست و آزادى به معناى نامشروع آن است. اكنون نيز با عنوان ايدئولوژى زدايى، به آرمانزدايى و ارزش زدايى پرداختهاند.