بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠٤
البته به جاى توجيه مفاسد، بايد به ريشهيابى آنها پرداخت كه نخست ريشه آنها در كجا است و سپس علت بروز آن چه عواملى مىباشد؟
مشهور است كه بيشترين قضاوتها در باره حكومت دينى، در سطح دانشگاهها است. به نظر من دانشگاهها الآن در اختيار هيچ جريانى نيست. الآن دو سه اقلّيت در دانشگاه هستند كه دعوت و فراخوان مىكنند و اكثريّتى نيز با دو سه خصوصيّت، به گفتههاى اين دو سه اقليت گوش مىكنند كه چه مىگويند ولى هنوز تصميم خود را نگرفتهاند. اما تا چهار، پنج سال آينده تصميم خود را مىگيرند.
اين اكثريت دو، سه خصوصيت دارند: الف- متأسفانه نسبت به مسائل دينى و سياسى به شدت بىسوادند و بعضى استادان و دانشجويان گاهى هيچ چيز از محكمات و ابتدايىترين الفباى تفكر دينى را نمىدانند. از اين، رو وقتى مقدارى با آنان صحبت مىكنيد، تجديد نظر مىكنند. اشكالات و سؤالات تُندى كه يك دانشجو پشت تريبون آزاد مطرح مىكند، معلوم است كه سؤال خود او نيست زيرا نمىتواند سؤال خود را ادامه دهد و با شنيدن پاسخ، به سرعت قانع مىشود. در حالى كه آن سؤال، هنوز جا دارد كه ادامه پيدا كند. البته از جهتى باعث خوشبختى و اميدوارى است كه بتوان فكر و انديشه به آنان ارائه كرد. اما از جهتى چون منشأ خصلت تحريكپذيرى است پسنديده نيست. شايد اين اخلاق ناشى از همان حالت اول باشد. زيرا تحريكپذيرى و احساساتى شدن و توجه به ظاهر سخن پيش از دقت به محتواى آن معلول حالت اول است. به عبارت ديگر، پيش از آنكه به ماده برهان كار داشته باشند، به صورت برهان توجه دارند.
قشنگ حرف زدن براى آنان، مهمتر از درست حرف زدن است. ما بايد اين روش رابا آنان به كار گيريم كه نظر دين درباره به حكومت دينى روشن شود و متكلّمان و فقها تبيين گردد و هدف ما نيز همان است. چنانچه چيزى با آن مطابق نباشد، اشكال از ما است و بايد اصلاح شود. وقتى امام و رهبرى هر دو در زندگى شخصى و در روش هدايت انقلاب، اصول ريز و درشت هر چيزى را رعايت مىكنند و تقواى اخلاقى را در جزئيات زندگى خود رعايت مىكنند، بيان روش ارائه زندگى حاكمان دينى، بهترين پاسخ به شبهات تئوريك است كه در باره حكومت دينى مطرح مىشود. به طور مثال، امام در نجف و در هواى گرم تابستان، از پذيرفتن پنكه خوددارى كرده و فرمود: «اين را ببريد!