بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠٢
به شمار مىروند؛ هم نظام «توتاليتر» «١» و تماميتطلب و استبدادى جزء مدينه جاهله فارابى است كه او از آن به مدينه تغليبيه تعبير كردهاست و هم نظامى كه امروزه به آن «نظام ليبرال دمكراسى» مىگويند. ليبرال سرمايهدارى همان است كه فارابى از آن به مدينه احرار يا مدينه جماعتيه تعبير كرده است. در اين نظام، حكومت تابع رأى اكثريت است. هر چه بيشتر مردم خواستند، بايد همان اجرا بشود. فارابى هر دو قسم را جزو مدينه جاهله مىداند و مىگويد: بايد رئيس دوم يعنى نسل دوم انقلاب و رهبرى مراقب باشند تا مدينه فاضله نسبى كه در دوران مؤسس تشكيل شده است، به يكى از اقسام مدينه جاهله، چه تغليبيه و استبدادى و چه مدينه احرار رجعت نكند. به ويژه آنكه ما با جوانترين جامعه دنيا در حال زندگى هستيم.
ايران جزو جوانترين جامعههاى دنيا است و جوانترين جامعه دنيا را نمىتوان پيرانه جلو برد! عقل پير لازم است اما بايد با لحن و اخلاق جوان همراه باشد. شرايط، شرايط استثنايى است. از مخاطراتى كه اين دوران را تهديد مىكند، چه در حكومت دينى و چه غير آن، اين است كه شعارهاى حيات بخش و انسانى انقلاب، كه در دهه اول انقلاب جوهره انقلابى و ديناميك داشت و نظام جهانى را در برابر خود مىكوبيد و جلو مىرفت، كم كم به يك سرى جزمهاى مُرده و شعارهاى توخالى كه روى دستمان مانده، تبديل شود و بخواهيم اينها را به فرزندانمان منتقل كنيم و آن نيز چنين تغييرى را احساس كنند و از پذيرش آن امتناع نمايند! اين خطر، خطر بسيار بزرگى است و اگر نجنبيم اين حادثه اتفاق مىافتد! از جمله موارد مذكور ميتوان به شعار «حكومت دينى» اشاره كرد. اگر به تدريج شرايط به گونهاى شود كه در فلان دانشگاه، فلان سخنران از آمريكا و غرب تعريف كند و دانشجو دو دقيقه براى او كف بزند كه در تاريخ اپوزيسونهاى دانشگاهى چنين چيزى اصلًا سابقه نداشته است و يا اگر بحث ولايت فقيه يا حكومت دينى را مطرح مىكند، مَتَلك و پارازيتى وسط آن بياندازند و هيچكس حاضر نباشد به محتواى استدلالى آن گوش كند، اينها مقدارى به شرايط روانشناختى و جامعهشناختى دوران بازمىگردد. و به تعبير جامعهشناسان، اينها بيشتر از اينكه دليل داشته باشد. علت دارد و بيش از اينكه نظرى باشد، علت هاى اجتماعى دارد.