بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠١
نبرد تنزيل است و نبرد تو نبرد تأويل! ما سر اصل اسلام و كفر مىجنگيم تا نظام دينى تشكيل دهيم. در اين حالت، جبهه اسلام و كفر شفاف و علنى است. امّا دوره تو دورهاى خواهد بود كه طرفين درون يك جبهه، به نام اسلام با هم مىجنگند». حكومت حضرت امير عليه السلام يك دوره چهار سال و چند ماه بيشتر نشد. يعنى حضرت به اندازه يك دوره رياست جمهورى بيشتر حكومت نكرد و اين اسطوره عدل على عليه السلام كه در تاريخ مىدرخشد متعلق به همين حكومت كوتاه مدت ايشان است كه ٣ سال آن نيز در جنگ گذشت! جبهه مقابل آن حضرت، بزرگان جهان اسلام بودند و همه شعار دينى سر مىدادند. افرادى چون: طلحه، زبير، معاويه و عايشه امُّ المؤمنين! در آن زمان، بزرگان جهان اسلام بودند و امروزه هم نزد اهل سنت محترماند.
از اين رو حوادث مذكور، مقدارى طبيعى است و ما بايد فكر كنيم چگونه مىتوان انقلاب را بدون مؤسس آن ادامه داد زيرا امام قدس سره علاوه بر فتوحات سياسى و نظامى، كه معادله قُوا را در خاور ميانه و در جهان اسلام و در دنيا تغيير داد، داراى فتوحات:
معرفتى، نظرى، فتوحات فقهى و كلامى بود. امام قدس سره راحل دعواى ديرينه موجود در ادبيات خود ما شامل جنگ بين عقل و عشق، جنگ ميان زاهد و عارف، جنگ ميان فيلسوف و متكلّم، جنگ ميان مجاهد و متوكّل را حلّ كرد و منتفى ساخت. همه اين ويژگىها در آن وجود شريف جمع شد. اين فتوحات مُهمتر از نوع اول است. يك نظام انقلابى كه چنين مؤسِسى دارد و قرنها بايد بگذرد تا چنين شخصيتى دوباره پديد آيد، حفظ ميراث او كار بسيار مشكلى است. به يك معنا، كار رهبرى مقام معظم رهبرى و اصحابش، از جهاتى از رهبرى قبلى حضرت امام قدس سره شايد مشكلتر باشد. زيرا اين نبرد تأويل است و آن نبرد تنزيل بود.
از باب مقايسه عرض مىكنم: فارابى كه از حكماى بزرگ اسلام است و در فلسفه سياسى نيز بحث كرده است، در بررسى مدينه فاضله مىگويد: «هنگامى كه رئيس اول مدينه رفت، كار رئيس دوم مدينه حفظ مقرّرات رئيس اول است؛ زيرا كه او قانونگذار انقلاب است و دومى بايد آن اصول را حفظ بكند و نگذارد مدينه فاضلهاى كه بهطور نسبى تشكيل شده است، دوباره به مدينه جاهله قبل از تأسيس انقلاب برگردد».
اكنون هر دو قسم از نظامهاى سياسى مشهور دنياى كنونى، جزو مدينه جاهله فارابى