بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩٩
حكومت دينى استاد رحيمپور بسم اللَّه الرَّحمن الرَّحيم وقتى درجلساتى از اين قبيل خدمت عزيزان و بزرگانى مثل شما مىرسيم، به ياد اين آيه كريمه مىافتم كه فرمود:- اعوذ بالله من الشيطان الرّجيم «مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرْ وَ ما بَدِّلُوا تَبْديلًا» «١» و ياد سرداران شهيدى كه در طول هشت سال نبرد، از قلّههاى يخبندان كردستان تا دشتهاى تفتيده فكّه و باتلاقهاى هُور و مجنون و اروند در دل ما زنده مىشود و با اين يادآورى واقعاً امثال ما احساس شرمندگى و كوچكى مىكنيم؛ هم پيش آنها كه رفتند «من قضى نَحْبَهُ» و هم پيش شما بزرگواران كه ماندهايد و مصداق «ما بَدَّلُوا تَبْديلًا» هستيد.
بحث حكومت دينى از يك مقدمه و دو بخش تشكيل مىشود. بخش اول علل طرح حكومت دينى در محافل دانشگاهى و مطبوعاتى را بررسى مىكنيم. پس از مرورى به معناى حكومت دينى در غرب، به اين موضوع مىپردازيم كه چرا بر همان اساس در كشور ما جريانسازى فكرى مىشود و سرانجام آراء حكما و متكلّمان و فقهاى بزرگمان را نقل خواهيم كرد. در بخش دوم، حكومت دينى از ديدگاه اسلام را دنبال مىكنيم.
مقدمه اين مقدمه گر چه به طور مستقيم به موضوع حكومت دينى مربوط نيست، امّا پيدايش بحثهايى مثل حكومت دينى در جامعه ما، در اين بستر بوده است كه دهه