بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩٤
پشت جبههها و در تشويق تحريك فرزندان و همسران خود در رفتن به جبههها شاهد بوديم.
جريانات زنانه پس از انقلاب اسلامى جريانات زنانه در اين مقطع، به چند مرحله تقسيم مىشود:
مرحله اول سال ٥٧ تا حدود سال ٦٣ است، تا اين سال، جريانات و گروههاى منسجم زنانه در ايران فعال نبودند. زيرا جوّ جامعه به شدت سياسى بود و مباحث غير سياسى مطرح نمىشد. گروههايى هم كه در مقابل انقلاب ايستاده بودند، با گرايش سياسى فعاليت مىكردند. از اين رو، معتقد بودند كه بايد با جنگ سياسى در مقابل انقلاب ايستاد و با كودتا و جنگ نظامى، كارى از پيش نخواهند برد.
در نتيجه، وجود مسائل سياسى، همه مسائل مربوط به زنان را تحتالشعاع قرار داد حتى در خارج از كشور نيز در چهار پنج سال اول، ضد انقلاب خارجى دغدغه مقابله سياسى با انقلاب را داشت. وقتى كه جنگهاى اول انقلاب بىثمر ماند و هيچ روزنه اميدى براى آنان بر جاى نگذاشت، به فكر مقابله فرهنگى افتادند تا در دراز مدت، به اهداف خود برسند. يكى از محورهاى انتخاب شده «زن» بود كه در كنار آن «جوانان» نيز قرار گرفت. تحليل آنان اين بود كه زنانى كه عضو گروه چپ بودند و به خارج آمدهاند، الآن سرخورده شدهاند و گروه چپ نتوانسته است كارى براى اينان انجام دهد. براى جبران اين موضوع، گروههاى زنانه تشكيل دادند تا با جذب به اين گروهها در خارج از كشور، سرخوردگى خود را جبران كنند.
مرحله دوم سال ٦٢ و ٦٣ تا پ بصيرت پرچمداران ٤٠٣ بخش اول علل طرح حكومت دينى در دانشگاهها ص : ٤٠٣ ايان جنگ و اول زمان بازسازى است كه گروههاى داخل كشور در دفاع از حقوق زنان به سرعت به وجود مىآيند. علت اين امر اين بود كه در زمان بازسازى از يك طرف فضاى كشور باز بود و سانسور به صورت پيش از آن، وجود نداشت. در دوران بازسازى، از غرب الگو گرفتيم. زيرا بازسازى بايد در فضاى باز جامعه صورت گيرد و اينان نيز به اين نتيجه رسيدند كه بهترين فرصت براى هماهنگى تشكيلاتى ميان داخل و خارج كشور و بسيارى از گروههاى زنانه، در مقطع زمانى سال ٦٧ تا ٦٩ است.
به طور مثال: گروهى بهنامه «بنياد پژوهشهاى زنان ايران» كه نشريه «آواى زن» را در سوئد و نروژ منتشر مىكنند، راهاندازى شد. اين نشريه زنانه به طور كامل ضد انقلابى و ضد دين