بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩٢
نهادهاى زنان و سينما كه در اواخر حكومت پهلوى بيشتر مطرح شد-، تلويزيون و جريانات آزادى كه گروههاى زنانه و افراد ديگر راه مىانداختند.
در حكومت پهلوى دوم، اين ويژگى مشترك در همه گروههاى فعال جامعه وجود داشت كه درباره مسائل زنان، بهطور سطحى از غرب الگوبردارى مىكردند. برخلاف غربىها كه انديشمندان آن براساس منطق و فلسفه، مسائل زنان را تحليل مىكردند و درباره حضور زنان در جامعه راه كار پيدا مىكردند. البته كشور ما نيز چون ساير كشورهاى جهان سوم، از جهان غرب الگوبردارى سطحى داشت و در هر كارى، به ويژه فرهنگى، بدون تحليل علمى، بهطور خودباخته مطيع غرب مىشد. حتى در انتخاب مدل لباس و ظاهر، الگوى غرب رواج پيدا مىكرد. به طور مثال، در دهه ١٩٦٠، فمينيستهاى راديكال غربى به اين نتيجه رسيدند كه زن و مرد بايد همشكل شوند و مرز زنانگى و مردانگى از ميان برود. زنها مدل موهاى خود را چون مردها كوتاه كرده و شبيه آنان شوند. و نيز، يك نفر را به عنوان ملكه زيبايى معرفى نمايند. زنان را تشويق مىنمودند تا در اصلاح موهاى سر، مدل هنر پيشهها و خوانندهها را انتخاب كنند و چون زنان اروپا، كُت و شلوار بپوشند تا نشان دهند كه مرزى ميان زنان و مردان نيست! همچنين پوشيدن كفشهاى پاشنه كوتاه زنانه و پاشنه بلند مردانه، از الگو بردارىهاى سطحى و همراه با ابتذال بود. در اين راستا، بحث «ملكه زيبايى» نيز در ايران مطرح شده بود و در سراسر دنيا دو مسابقه براى انتخاب زيباترين دختر وجود داشت. به همين خاطر، زنان را تشويق مىكردند تا براى زيبايى اندام خود تلاش كنند و به اين بهانه، آنان را خلع لباس مىكردند و براى بازديد داوران! مجبور به كشف حجاب در حدّ بسيار مبتذلى مىشدند. علاوه بر اين، برنامه مسابقات «دختر شايسته» آمده بود كه اندكى از ابتذال آن را كم كرده بودند و تاحدودى خانمها در اين مسابقات پوشش داشتند و فقط شكل ظاهرى، تناسب اندام، وزن، قد و چهره صورت مطرح مىشد كه البته براى جذابيت مسابقه، مقدارى چاشنى هوش و استعداد نيز به آن اضافه كرده بودند. حتى در سال ٥٤ و ٥٥، دخترى از اصفهان به عنوان «دختر شايسته» جهان انتخاب شد و مورد تشويق فرح نيز قرار گرفت.
متأسفانه بعضى از زنهايى كه در رژيم طاغوت بهعنوان دختر شايسته انتخاب و يا