بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٥
آنان گذشته است، در حالى كه نه فرزندى دارند و نه عاطفه مادرى و نه خانوادهاى! از اين رو، سر خورده شدند و از دهه ٨٠ طرفداران آنان كاهش يافت.
٤- گروه فرامُدرن: پس از اين دوران، ساير گروههاى فمينيستى به اصطلاح «فرامُدرن» آمدند و مىگفتند: «با خانواده مخالف نيستيم. بايد خانواده باشد و مرد و زن بايد هويت خود را حفظ كند. امّا سلطه مرد بر زن را قبول نداريم.» البته بعضى اينان را گروه چهارم و عدهاى گروه پنجم مىدانند و چهارمى آن را كسانى مىدانند كه نسبت به گذشته اصلاح گر بوده و مىگفتند: «خانواده هم مىخواهيم. امّا نه خانوادهاى كه مرد محوريت داشته باشد. مرد و زن در كنار هم و هماهنگ با هم حركت كنند. نبايد حتماً سرپرست خانواده مرد باشد. مرد هم ضمن اينكه بايستى در فعاليتهاى خانگى شركت كند، بايد به فعاليت اجتماعى خود نيز بپردازد.» اين گروه از فمينيستهاى فرامدرن، بيشترين تأثير را در سازمان ملل به جاى گذاشتند و براساس ديدگاههاى اينان، قوانينى در مورد حقوق زنان در دو، سه دهه اخير، در سازمان ملل به تصويب رسيده است. اكنون در تلاش اند كه اين قوانين را بر جمهورى اسلامى نيز تحميل كنند.
٥- گروه سوسياليست: گروه سوسيال فمينيستها، ديدگاههاى فمنيستهاى راديكال را با فمينيستهاى ماركسيست تركيب كردند و گفتند: «منشأ سِتَم بر زنان، يكى نيست، بلكه دو منشأ است. يكى ستم جنسى كه راديكالها مىگويند و ديگرى ستم اقتصادى كه ماركسيستها مىگويند. اين دو منشاء موجب ضعف جامعه زنان شدهاند. و راه اصلاح آن اينست كه دوگانه عمل كنيم. راه اول، به نظام اقتصاد موجود حمله كرده و آن را اصلاح كنيم. راه دوم، به نظام مردسالارى حمله نموده و آن را هم اصلاح نماييم.
تأثيرات بينالمللى جريانات فمينيستى پس از گرفتن حق رأى در سال ١٩٢٠، مقدارى از آتش اين جريانات فروكش كرد.
بعد از جنگ جهانى دوم نيز كه سازمان ملل در سال ١٩٤٥ شكل گرفت و اعلاميه جهانى حقوق بشر از كشور فرانسه گرفته شد، اصلاحاتى به نفع زنان در آن مطرح شد. بحث تساوى زن و مرد، براى اولين بار به شكل جهانى آن در اعلاميه جهانى حقوق بشر آمد.