بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧٩
ليبرالى آزادى محورى، شكل گرفت و اكنون در كشور آمريكا بيشترين پايگاه را دارد و معتقدند كه بايد ميان زن و مرد تساوى حقوقى وجود داشته باشد. بايد توجه داشت كه اختلاف گروههاى فمينيستى را بايد در پاسخ به دو سؤال بررسى كرد. الف- چگونه مىخواهيد به آن وضعيت آرمانى خود برسيد؟ ب- چگونه بايد وضعيت را به نفع زنان اصلاح كرد؟ ليبرال فمينيستها پاسخ مىدهند كه: علل تفاوتها و اختلاف ميان زن و مرد اين است كه مردان در طول تاريخ زنان را از حيث قانونى در موضع فرودست جاى دادند و قوانين را به نفع خود وضع كردند و ما بايستى قوانين را در معادلات اجتماعى به سمت تساوى اصلاح كنيم. پس آرمان آنان اصلاح قوانين و رسيدن زن و مرد به تساوى كامل است.
البته ليبرال فمينيستها مشهورند به اينكه به طور عمقى نمىانديشند و بيشتر خواستار تساوى در شكل ظاهرى آن هستند. از اين رو، موفقيتهايى بدست آوردهاند و هم اكنون نيز در سازمان ملل بسيار نفوذ دارند.
٢- گروه ماركسيسم: اين گروه در قرن نوزدهم فعّالتر بودند. چنانكه مىدانيد ماركسيستها اساس تحولات اجتماعى را ناشى از وضعيت اقتصادى مىدانند. و تحولاتى كه در حوزه اقتصاد بهوجود مىآيد، در روابط اجتماعى هم تأثير مىگذارد و ريشه تمامى حركتها شناخته مىشود. «ماركس» درباره موضوع زن بحث چندانى ندارد. امّا «انگلس» در كتاب دولت و مالكيت اشاراتى به بحث زن دارد.
«مُرگان» دانشمند باستانشناس معتقد است كه: جوامع اوليه مادرسالار بودهاند و پدرسالارى و پدر سَرى بهتدريج در جوامع شكل گرفته است. ماركسيستها در اين باره تحليلهاى متفاوتى دارند. انگلس نيز در تحليل خود مىگويد: «زن به عنوان مظهر زاد و وَلد محسوب مىشد و محوريت بقاء خانواده به او بود. اما بعدها كه روابط اقتصادى شكل مىگيرد و جامعه، جامعه كشاورزى مىشود. تحت تأثير شكل اقتصادى جديد جوامع و وجود ارباب و رعيّت، ضوابط حاكم بر خانواده هم تغيير مىكند. و از همين جا مرد سالارى شكل مىگيرد و مىگويند خانواده گسترده مال جامعه كشاورزى است.
خانواده گسترده، در اصطلاح به خانوادهاى گويند كه پدر بزرگ محور است. فرض كنيد پدرى كه پنج پسر داشت، وقتى آنها ازدواج مىكردند به هر كدام يك اتاق مىداد و