بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧٨
موضوع «حق رأى» نيز مطرح شد. و از جنبه اقتصادى صرف خارج شده و خواستار حق رأى در امورات سياسى و حضور در مجلس شدند و سرانجام در اين مبارزات پيروز شدند. در سال ١٩١٨، انگلستان اولين كشورى بود كه حق رأى زنان را به رسميّت شناخت. پس از آن، كشور آمريكا در سال ١٩٢٠ حق رأى زنان را به رسميّت شناخت.
نكته بسيار مهم اين است كه: هر نهضت و حركتى بايد به حسب زمان، براى افراد خود آرمانى را تعريف كند. از اين رو، اگر ما مىخواهيم انقلابمان پيشرفت كند، بايد در هر زمان، آرمانهايى جذّاب داشته باشيم و هميشه يك قدم به پيش باشيم. زيرا جامعه ايستا مثل آب راكد مىماند كه مىگندد. اگر مىخواهيم حركت و نشاط در جامعه باشد، بايد هميشه يك افق اميدوار كنندهاى را براى مردم ترسيم كنيم.
بحث «انتظار فرج» هم كه حركتآفرين است و در روايات، «افضل اعمال» امت دانسته شده است، به خاطر آن است كه شيعيان هميشه افق روشنى در جلوى خودشان ببينند و هيچ وقت نااميد نشوند و همواره حركت داشته باشند. بنابراين، آرمان انقلاب ما نيز نبايد در سال ٦٠ تمام شود. رهبران نهضت بايد هميشه آرمانها را تعريف و ترسيم كنند.
نهضتهاى فمينيستى كم كم شكل سياسى به خود گرفت و در قرن بيستم، يك سرى مسائل فرهنگى نيز ضميمه آن شد. در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، زمزمههايى آغاز شد كه گروه كوچكى از آنان به عنوان «فمنيستهاى آنارژيست» مطرح شدند. اينان اصل را بر مبارزه با دولت مىدانستند. زيرا دولت محصول تفكّر «مردسالارى» است و درطول تاريخ، دولتها براساس انديشه پدرسالارى و مردسالارى شكل گرفته است. براى جلوگيرى از اين حركت زنانه، اول مردها نسبت به زن و بچههاى خود حاكميتى بيشتر اعمال كردند و چون از حركت اين گروه از زنان، هيچ تشكلى دفاع نكرد، دوام نياورد.
گروههاى اصلى فمينيستها در ميان فمينيستها، چهار گروه اصلى زير پديد آمدند كه هر كدام به تناسب عقايد و افكار خود، از طرفداران زيادتر يا كمترى برخوردار شدند.
١- گروه «پر»: با سابقهترين گروه از فمينيستهاى ليبرال است كه براساس تفكرات