بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٢
متعددى باشد. مثلًا بايد نزديك به هزار نفر نماينده از گروههاى مختلف براى تدوين قانون اساسى اجتماع كنند كه اختلاف نظرات آنان از نظر مبانى با همديگر صد و هشتاد درجه متفاوت است. علاوه اينكه چون نظرات بسيار متفاوت و گسترده خواهد بود، هرگز موفق به تصميمگيرى واحد نمىشدند. و سرانجام در چنين مجلسى مذاكرات طولانى مى شد و قانونى در آن به تصويب نخواهد رسيد.
از اين رو، تحت عنوان دمكراسى و عناوين ديگر، توطئهاى مطرح بود كه مسير انقلاب اسلامى را منحرف سازند. يا حداقل مسؤولان را وادار نمايند تا از تصويب قانون اساسى صرف نظر كنند.
علت تشكيل مجلس خبرگان امام براى رهايى از اين بحران، بحث مجلس خبرگان را به گونهاى مطرح ساخت كه تعداد افراد آن محدود با شد. بنيانگذار جمهورى اسلامىايران با قدرت و صراحت به اين نكته اشاره فرمود كه: كسانى مىتوانند قانون اساسى كشور اسلامىرا تدوين و تصويب كنند كه در مسائل اسلامى «خبرويت» داشته باشند طرح «مجلس خبرگان» از همين جا نشأت گرفت و يكى از ابتكارات و ابداعات امام در تصويب قانون اساسى شناخته شد.
بحث مجلس خبرگان و خبرويت نمايندگان در مسائل اسلامى، از يك منطق عقلانى قوى نيز برخوردار بود. زيرا امام راحل قدس سره قبل از تدوين قانون اساسى از طريق همه پرسى، و رژيم سياسى را «جمهورى اسلامى» را به تأييد اكثريت قريب به اتفاق مردم رسانيد.
بنابراين، جهت ومحتواى نظام اسلامى مشخص شده بود و مردم هم در همه پرسى به آن رأى داده بودند. لذا قانون اساسى نمىتوانست يك نظامى جزء «جمهورى اسلامى» را تأسيس كند.
حضرت امام قدس سره با بحث خبرويّت، بسيارى از مشكلات را حل نمود و چون توجيه دمكراتيك نيز داشت از گستردگى مجلس جلوگيرى كرد و زمينه را براى بحثهاى متقن و سريعتر به نتيجه رسيدن فراهم كرد.
از اين رو، مقرر شد كه تعداد اعضاى مجلس خبرگان در حدود استانها محدود شود