بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٣
ماجرا را بعضى از جريانات داخلى عمداً ايجاد كردهاند و براى اين ادعا، دليل و سند فراوانى وجود دارد و آنان زمينهساز شدهاند. اگر چه خودشان نيستند. اما به قول معروف، اگر دو كفّه ترازو در حال تعادل باشند، كافى است فقط وزنه پنج گرمى را روى كفه ديگر بگذاريد تا آن كفّه پايينتر قرار گيرد. لذا اگر اقدام هم بكنند، از اين نوع هست و الّا اينها مرد ميدان نيستند، اگر چه اين مثالى كه زدم خالى از مناقشه نيست.
غربىها روى بعضى از افراد يا جريانات يا گروهكهاى دم دستى تبليغ مىكردند و اول آنها را رشد بادكنكى مىدادند و بعد آنها را در انظار و در افكار عمومى، در حدّ يك جريان گسترده نشان مىدادند.
از اين رو، وقتى از زبان يك شخص حرف مىزند، ديگر از زبان يك گروهك نبود.
بلكه به ظاهر از زبان يك جريان گسترده بود. اگر چه آن، فرد قابل ذكرى نبود. مثلًا فروهر يكى از كسانى بود كه همين نقش را ايفاء مىكرد. البته فروهر و امثال او همكارىهاى پشت صحنه هم داشتند. در اينجا خوب است به اين نكته توجه كنيد كه چرا افرادى مثل فروه بصيرت پرچمداران ٣٣٤ وظايف اوليه مجلس خبرگان ص : ٣٣٣ ر را كشتند. اين ماجراى مفصلى مىباشد و سازى است كه صداى آن بهزودى درمىآيد و سيهروى مىشوند آنهايى كه نيروهاى حزباللهى را متهم مىكردند. زيرا در اين جريان، هدف اصلى «حزباللّه» بوده است. اما اينكه چرا به چنين اقدامى دست زدند و چرا مىخواستند نيروهاى «حزباللّه» را بشكنند، بحث گستردهاى است كه انشاءاللّه در فرصتى مناسب بيان خواهيم كرد.
همانطور كه اشاره شد، اين جريانات و افراد آن عددى نيستند، ولى «كاتاليزور» هستند و؛ با اين عنوان وارد ميدان مىشوند. بهعنوان مثال، در انجام عمليات شيميايى، براى سرعت بخشيدن به آن، از ماده سوّمى بهنام كاتاليزور استفاده مىكنند. جريانهاى مختلف موجود نيز اينچنين هستند. شما بعد از جلسه سال ٦٨ يك تحوّل را شاهد هستيد و برخورد راديوهاى بيگانه هم خود سند اين تحول هستند. و بهوضوح مىتوان آن تحول را مشاهده كرد. آن تحوّل اين است كه از آن پس، به محض وقوع حادثهاى، راديوهاى بيگانه، به سرعت با رهبر يكى از گروهكها و برخى عناصر فرهنگى مصاحبه مىكردند و از اين راه، سعى در مطرح كردن آنان در افكار عمومى داشتند. در اين جريان، ابتدا با افراد بيرونى و سپس با افراد داخل ميدان مصاحبه مىكنند. چون ميدان امروز،