بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢١
مىرسد. علت اصلى آن، منهاى ابعاد ملكوتى، اين است كه اصولًا كانون قدرت نظام در يك نقطه متمركز نيست. در حكومتهاى معمولى، چون كانون قدرت در يك نقطه متمركز است، مىتوان در آن حكومتها كودتا كرد. ولى در انقلاب اسلامى چنين كارى ميسور نبود. آنان چون مار زخمى شروع به كار كردند و در فاصله نزديك به دو ماه، آيةالله بهشتى رئيس ديوان عالى كشور، رجايى و باهنر رئيسجمهور و نخستوزير و دهها وزير و نماينده مجلس و عناصر بسيار حساس و شاغل در پُستهاى اصلى را به شهادت رساندند. ولى اين اقدام هم موفقيتى نداشت.
وقتى عوامل اصلى جريان، خود را در معرض خطر ديدند، به خارج از كشور فرار كردند. در واقع، مأموريت تمام شده است. به همين جهت، صفها از هم جدا مىشود تا سال ٦٨ فرا مىرسد.
به اين مسأله دقت كنيد كه: جنگ تحميلى و دفاع مقدّس، زمينه و روحيه اسلامى و انقلابىِ بسيار عظيمى را به اين مملكت ايجاد كرده بود و كسى براى طرح شعارهاى قلابى خود تحت عنوان مبارزه با امپرياليست جايگاه نداشت. زيرا تنور جنگ تحميلى داغ بود و روز مبارزه با استكبار بود. و اگر كسى شعار انقلابگرى مىداد، چون همه انقلابى و وارد ميدان شده بودند، او نيز مىبايست به ميدان بيايد.
ما از اين دوره مىگذريم. امّا اين جريانات در خفا هستند و در پس هر حركتى، يك جريان است كه عناصر اين جريان تغيير و جا به جا مىشوند. زيرا دشمنان نظام، اگرچه با هم اختلاف داشتند، ولى در جنگيدن با اركان نظام متّفق بودند. همچنان كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله، كفار در جنگيدن با اسلام يكپارچه شدند و همه قبائل و گروهها، مشكلات قبيلهاى خود را كنار گذاشتند و جنگ «احزاب» را به وجود آوردند. در كشور ما نيز چنين بوده و هست.
پايان جنگ و آمدن دوباره ليبرالها به ميدان بعد از پايان جنگ تحميلى، زمزمهها از نو شروع مىشود و ما سر نخ اين ماجراها را دو مرتبه مىبينيم. اينها اقداماتى است كه صورت گرفته است و شما اين افراد را بعداً هم در جريان مىبينيد. بنابراين، تصادفى نيست كه مثلًا شخصى بنام «ع. مروى» شروع به