بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٨
همان فردى كه در آن جلسات حضور داشت! و يا وزير دادگسترى اسداللَّه مُبشّرى است كه وى عضو هيأت اجرايى جبهه ملّى است. همچنين آقاى داريوش فروهر بهعنوان وزير كار و على اردلان وزير اقتصاد و دارايى است كه عضو مركزى جبهه ملى هم بود آقاى حسن نزيه رئيس هيأت مديره و مدير عامل شركت ملّى نفت ايران شد. كسى كه در جلسه دانشگاه تهران، قبل از انقلاب هم شركت داشت. سرانجام، دكتر ابراهيم يزدى بهعنوان معاون نخستوزير معرفى شد.
خوب دقت بفرماييد؛ انقلابى با تلاش روحانيت و حضور ميليونى مردم و با رهبرى امام خمينى شكل گرفته است و رژيم آمريكايى شاه را كنار زده است. امّا دولت موقت با بهكارگيرى افراد ملىگرا كه مخالف امام و روحانيت بودند، قصد داشت تا همه چيز را براى خود تمام كند. اين توضيحات به جهت آن است كه بعداً به وضعيت فرمولى كنونى مىرسيم و شايد اين توضيح ضرورت داشته باشد. در مقايسه نهضت آزادى با جبهه ملّى بايد بگوييم: جبهه ملى در حاكميت و حكومت، سكولار است. نهضت آزادى نيز در حكومت عقيده سكولار دارد. پس نهضت آزادى و جبهه ملى معتقد به جدايى دين از سياست هستند و از اين جهت با هم مشترك هستند. امّا اختلافاتى نيز با هم دارند. از جمله: اعضاى نهضت آزادى مسلمان هستند و يعنى اعتقاد به اسلام دارند. البته اين جديدها را نمىگويم. چون اينها به قول معروف: نزده مىرقصند. منظور ما تودههاى آنان است.
به هر حال، اينان نماز هم مىخوانند. اگر يادتان باشد، حضرت امام قدس سره فرمود: با اين نماز شب خوانها چكار كنيم؟ با اين نماز خوانها چكار كنيم؟ وقتى كه سخن از حكومت به ميان مىآيد، نهضت آزادى معتقد است كه اسلاميّت ما در حاكمان مسلمان تبلور پيدا مىكند. يعنى نهضت آزادى معتقد است كه در حكومت، اسلام باشد. ولى دين نبايد در سياست كشور دخالت داشته باشد. به همين جهت، در ابتداى پيروزى انقلاب اسلامى، آنان مخالف «جمهورى اسلامى» بودند و هدف آنان «جمهورى دمكراتيك اسلامى» بود. اما بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران با قدرت در مقابل مخالفان ايستاد و فرمود: «جمهورى اسلامى، نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد!» يعنى بايد مبناى حكومت، «اسلام» باشد. اما آنان معتقد بودند كه مبناى حكومت نبايد اسلام باشد و دين نبايد دخالت در سياستها داشته باشد و تنها مسلمان بودن حاكمان كافى است. از اين