بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٣
تلويزيون، مطبوعات، محافل، مىگيرد و بعد تئورى مورد نظر خود را از طريق ابزار تبليغاتى گسترش داده و ترويج مىكند.
ب- تئورى مورد نظر را عملياتى مىكند. براى روشن شدن بحث به چند مورد اشاره مىكنم:
١- نهضت آزاديبخش فلسطين: نهضت آزاديبخش فلسطين در واقع براى پاسخگويى به جوش و خروش مردم و جوانان فلسطينى كه قصد مقابله با رژيم اشغالگر قدس را داشتند، به وجود آمد. اما وقتى وارد جريان موازى ساف شد، با گذشت زمان بعد انقلابى از آن گرفته شد و كسانى كه قرار بود روزى نفس رژيم اشغالگر قدس را بگيرند، به نقطهاى رسيدند كه در كريدورهاى سازمان ملل به دنبال حقّ خودشان مىگشتند! به يقين بدانيم كه وقتى جوانان فلسطين به سمت اين سازمان جذب مىشدند، تلقّى آنان اين نبود كه روزى بايد در كريدورهاى سازمان ملل، براى يك ايالت يا بخش خود مختار غزّه، اريحا گدايى كنند. بلكه آنان به نجات فلسطين منظور جذب سازمان شدند.
اما در نهايت كار آنان به اينجا كشيده است. زيرا به اعتقاد من سازمان آزاديبخش فلسطين يك جريان موازى بود.
٢- سازمان منافقين: در كشور ما نيز سازمان منافقين توسط مسعود رجوى اداره نمىشد. چون اگر به ابتداى شكلگيرى اين سازمان نگاه كنيد، مىبينيد كه در آغاز كار با چه انگيزههايى جوانان مردم را جذب مىكردند. آنان هرگز به جوانان نگفتند كه شما با ما همراه شويد تا با امام درگير شويم. اصلًا اينطورى نيست. مىتوانيد به اسناد موجود و حتى به مجله و يا به روزنامه آنها مراجعه كنيد كه شعار آنها اين بود كه: «انقلاب، انقلابى ضد امپرياليستى است و امام پتانسيل بالايى براى مقابله با امپرياليسم دارد. امّا اطرافيان او توان و كشش و سازماندهى لازم براى مبارزه را ندارند. بنابراين، ما آمدهايم تا جوانان را در اين راستا به يك مبارزه بىامان بكشانيم و مانع از آن شويم كه مبارزه به خاموشى گرايد! شعار معروف و محورى منافقين اين بود كه: «بگذار تا مبارزه رو در رو با آمريكا پيش آيد. تا سيهروى شود هر كه در او غش باشد!» اين شعارى بود كه در آن زمان غالباً در بالاى صفحه اول نشريات منافقين نوشته مىشد. ولى وقتى كه جوانان جذب اين سازمان