بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٥
در آن زمان مشكلى وجود داشت كه با گذشت نود سال، هنوز هم وجود دارد. زيرا جريان مذهبى ولايت و مرجعيت به دنبال رسانه مكتوب نرفت و مىتوان گفت: امروز نيز تا حدودى چنين است. روحانيت در آن زمان، با استفاده از خطابه و منبر وارد عمل شد و مردم را به قيام دعوت كرد و به كمك مردم قدرت استبداد را شكست داد. اما از آن طرف، منورالفكرها با كالاى غربى روزنامه و مطبوعات وارد عمل شدند. تا جايى كه به تعبير مرحوم شيخ فضل الله نورى هفتاد، هشتاد روزنامه منتشر مىشد. با بررسى صورت گرفته، در انقلاب مشروطيت و انقلاب اسلامى ايران بهطور متوسط در هر سه، چهار روز يك نشريه يا روزنامه منتشر شده است. در انقلاب اسلامى، در سه سال اول اين سرعت بيشتر بوده است. در واقع هر ٢٣٤ روز، يك نشريه جديد داشتهايم.
نكته قابل توجه اينكه در زمانى كه روشنفكرها هر روز در پى انتشار روزنامهاى جديد بودند، روحانيت نتوانست همسو با آنان به انتشار نشريه اقدام كند و شايد اصلًا خود را براى اين صحنه آماده نكرده بودند.
اكنون كه آزادى مطبوعات همه قشرها را به صحنه آورده است، مطالبى شبيه به همان مطالب عصر مشروطيت به رشته تحرير درمىآيد. آزادى مطبوعات در مشروطيت به حدى رسيد كه جامعه را به سمت خفقان و استبداد پيش برد و در آنها با صراحت به روحانيت و همه مقدسات دين مبين اسلام حملهور شدند.
در زمان مشروطيت، روشنفكران با حمايت ابرقدرتها به ميدان آمده و سعى كردند تا جامعه متزلزل آن روز را بهدست گيرند و در سايه حمايت اجانب، كشور را اداره كنند. از اين رو، نوك پيكان حملات خود را متوجه مهمترين و قدرتمندترين نيروى جامعه يعنى روحانيت كردند و با اهانت به اين قشر مذهبى كشور، كم كم به مقدسات دين نيز جسارت كردند.
اولين حمله نشريات به روحانيت اولين حمله نشريات در عصر مشروطيت به روحانيت، در روزنامه «صور اسرافيل» به چاپ رسيد كه نوشته بود: روحانيت بايد از سياست كنار برود. و در جاى ديگر آورده بود: «آنان [روحانيت] اخّاذهايى هستند كه اهداف پليدشان را با موعظههاى عالى پنهان مىكنند.» اين نشريات بهگونهاى فضاى جامعه را آلوده ساختند كه مرحوم شيخ فضل الله