بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠١
ولايت زندگانى مىكردند، بايد اذعان نمود كه اين تاريخ تاكنون نوشته نشده است و آن مقدار كه به رشته تحرير درآمده، بسيار پراكنده است. تاريخى كه اينك در مدارس و دانشگاههاى ما تدريس مىشود، تاريخ ما نيست! يا تاريخِ قدرتهاى مستبد داخلى و يا تاريخِ حضور قدرتهاى خارجى در ايران است. براى روشنتر شدن مطلب به قرآن اشاره مىكنيم:
خداوند در بيان تاريخ گذشتگان مىتوانست اينگونه بياورد كه بهعنوان مثال: پيش داديان آمدند و اين كار را كردند و رفتند. اشكانيان و ساسانيان و ... آمدند. و با اين مطالب قرآن را از آن پُر كند. چون اينان قدرتهاى بزرگ زمان خود در قبل از اسلام بودند. امّا خداوند اينگونه عمل نكرد. بلكه درباره يحيى عليه السلام، زكريا عليه السلام و حضرت نوح كه در مكانى دور افتاده، نهصد و پنجاه سال تبليغ كرد و به تعبير مثنوى هر چه بيشتر تبليغ مىكرد، مردم بيشتر از او دور مىشدند، سخن گفته و صفحات و آيات قرآن به اينها پرداخته است. در واقع، قرآن مجيد به ارزشها اشاره كرده است و به آنچه دانستن و ندانستن آن براى رشد و كمال مردم مؤثر نبوده است، اشاره نمىكند. بدين جهت، ما هرگز نمىدانيم كه در زمان پيامبرانى چون: زكريا عليه السلام، ايوب عليه السلام و يا يحيى عليه السلام چه حاكمى حكومت مىكرد و چه سلسلهاى وجود داشته است.
از اين رو، آنچه از تاريخ ايران قبل يا بعد از اسلام مىدانيم، تنها حاكم بودن كدام گروه يا سلسله است و اينكه بعد از اسلام خلفاى عباسى، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، غزنويان، صفويه، افشاريه، زنديه، قاجاريه و پهلوى در ايران حكومت كردهاند. اما از قدرت نيروى مذهبى در قرون گذشته در كشورمان چه مىدانيم؟ قدرتى كه صدها سال زورمندان خارجى و مستبدين داخلى همواره در پى نابودى آن بودند و آن قدرت روحانيت، مرجعيت و ولايت است.
متأسفانه اين تاريخ گُم است. حتى شناخت مراجع يك قرن اخير و تأثير آنان در جامعه مشكل است. بسيارى از نيروهاى انقلابى، متعهد و دلسوز ما شناخت كامل از مراجع قرن اخير و تأثير آنان در جامعه در عصر خودشان را ندارند. بسيار كم هستند افرادى كه جريانات قبل از آيةا ... بروجردى را به خوبى بشناسند. يا نسبت به آيةا ... حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى شناخت صحيح و جامع داشته باشند. درحالى كه آنان