بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٨
پس آنان كه مىگويند: چارهاى جز رابطه نداريم و ما زورمان به آمريكا نمىرسد، نتيجه حرف آنان چيزى جُز وابستگى نخواهد بود. اگر ما مخالف رابطه با اين كشور هستيم، براى اين است كه آمريكايىها رابطه نمىخواهند، بلكه سلطه مىخواهند. اين را از روى قطع مىگويم و شما ببينيد كه چگونه بعضى عوامل كه ظاهراً نيز به جايى متّصل نيستند، از قبيل: عوامل فرارى، ضدّ انقلاب و وابستگان به حكومت طاغوت، وقتى در بعضى جاها نفوذ مىكنند، چه آتشى شعله ور مىسازند! همه چيز اين ملّت را زير سؤال مىبرند. مقاله عليه معتقدات مردم مىنويسند. يك آدمى كه هيچ كس نيست و همه هنرش وابستگى دست چندم به فلان سازمان جاسوسى است، وقتى به او مجال داده شود، مىخواهد همه اركان اين ملّت را تخريب مىكند. پس اگر زمانى سفارت آمريكا مثل دو سال اوّل انقلاب كه در ايران مستقر بود، بهوجود آيد، به شدّت براى سرنگونى نظام تلاش خواهند كرد. بنابراين، به افراد سادهلوح و كمتجربه كه معتقدند اگر با آمريكا رابطه داشته باشيم، از نظر اقتصادى وضع بهترى خواهيم داشت، بايد گفت: اگر حرف شما درست باشد، بايد كشورهاى عربى، غير عربى و جهان سوّمىها و آفريقايى كه سفارت آمريكا در آنجاست، وضع آنان مثل بهشت باشد. درحالى كه اينطور نيست و ما مىبينيم كه هر جا كه آمريكا هست، چپاول و وابستگى اقتصادى، سياسى، نظامى و حتّى فرهنگى در آن كشورها وجود دارد. در حقيقت، آمريكايىها در آن كشورها پايگاهى ايجاد كردهاند و با استفاده از اهرمهاى قوانين بينالمللى و سازمان ملل، به غارت اين كشورها مشغول هستند.
بهطور كلّى، كشورهاى استكبارى در جاهاى مختلف حضور پيدا كردهاند و به بهانههاى متفاوت در آنجا ماندگار شدهاند. به طور مثال، بهانه مداخله انگليسها، فرانسوىها در نقاط جاهاى مختلف آفريقا و جهان سوّم در طىّ سالهاى اخير اين بوده است كه: جان اتباع ما در آنجا به خطر افتاده است. اوّل چهار نفر فرانسوى را از طريق سفارت يا تجارت به يكى از كشورهاى آفريقايى مىفرستند. چنانچه بخواهند تغييرى در آن كشور ايجاد كنند، عدّهاى چترباز پياده مىكنند و يا تفنگدار دريايى به آنجا گسيل مىدارند و در مقابل اين سؤال كه: چرا به آن كشور تجاوز مىكنيد؟ مىگويند: جان اتباع ما در آنجا در خطر افتاده است! كافى است كه شخصى كمترين حرفى به آنان بگويد تا به