بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٧
زمانى كه انگليسىها، با وجود شاهزادهها و فرمان فرماها و خانوادههاى وابسته به دربار نتوانستند كشور را اداره كنند، به سراغ رضا خان آمدند كه هيچگونه فاميلى نداشت.
بهطورى كه در شرح حال رضا خان آوردهاند، وى به خاطر سرماى شديد «گلوك فيروزكوه» از حال رفته بود و مادرش فكر كرد كه او مُرده است. از اين رو، فرزندش را به يك قاطرچى داد و او را داخل طويله گذاردند. پس از مدّتى به خاطر گرماى داخل طويله به حال آمد و شروع به گريه نمود. وقتى او را زنده يافتند، در همان محل بزرگش كردند كه بعدها او رضا خان شد. يكى از علّتهاى عدم كارآيى سلسله قاجار- حتّى براى استعمارگران- اين بود كه اينها داراى طايفه متعدّدى بودند. همه اينها از اموال دولت ارتزاق مىكردند. بهطورى كه دولت قاجار براى مستمرى اينان از كشورهاى اروپايى قرض مىگرفت. وقتى انگليسىها خواستند نفت را از كشورها صادر كنند، براى امن بودن راهها با بختيارىها قرارداد بستند كه آنجا را با تفنگچىها حفاظت نمايند. از اين رو، استعمار براى تعويض احمد شاه نيز مشكل داشت كه از كدام طايفه و شاهزاده را بجاى او بياورد. از جمله خيانتهاى احمد شاه اين بود كه وى زمينهاى زراعى بسيارى داشت و گندم فراوانى نيز در انبارهايش جمع كرده بود و آنها را با قيمت گران به نخست وزير مىفروخت. در حالى كه آن سالها در ايران قحطى بود. بهگونهاى كه بعضى افراد از فرط گرسنگى در خيابانهاى تهران به زمين مىافتادند و بعضى نيز به خاطر گرسنگى مىمردند.
در اين شرايط، شخصى، ظاهراً مستوفى الممالك، از شاه خواست كه حدّاقل گندمهاى خود را بهطور عادلانه بفروشد. در اين هنگام، انگليسىها چون منافع خود را در سرپا بودن كشور مىديدند و از طايفه قاجار نيز خسته شده بودند رضا خان را كه از فاميل بىبهره بود؛ رئيس كشور كردند. در حقيقت، حكومت پهلوى حكومت مدرنسازى شده بود و اينكه عدّهاى ميگويند: ما زورمان به آمريكا نمىرسد، به زبان بىزبانى مىخواهند يك حكومت پهلوى مدرنسازى شده داشته با شند. اشكال و جُرم اصلى حكومت پهلوى، وابستگى آن بود. زيرا از رأس حكومت كه رضا خان است، تا نخستوزير و ديگر وزيران و نمايندگان مجلس شوراى ملى، همه به استكبار وابستگى داشتند.