بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٠
بهعنوان مثال، وابستگى ما به انگليس براى بهرهكشى انگليس از ايران بود. آنها در منطقه بختيارى مانند مسجد سليمان، اولين چاههاى نفت خود را در سال ١٩٠٩- ١٩٠٨ به ثمر رساندند و چون متوجه شدند در آن منطقه نفت زيادى وجود دارد. بيشتر از گذشته، در تمام سرنوشت ايران دخالت كردند. زيرا اين زمان مصادف با جنگ جهانى اول بود و با متلاشى شدن روسيه تزارى، انگليسها يكّهتاز شدند. حفاظت راههاى منطقه براى رسيدن به كشتىهاى اقيانوسپيما را به بعضى از عناصر معلومالحال سپردند و به آنان پول نيز مىدادند. همين تخمه و تركه اينها بعدها تيرههايى از وابستگى شدند كه شاهپور بختيار نمونهاى از آنها است. در واقع علّت سپردن مسؤوليت ساواك به بختيار و ازدواج شاه با ثريّا كه اهل بختيارى و از همين طايفهها بود، به خاطر همين پيوند انگليسى است.
مانند همين پيوند انگليسى را مىتوان ازدواج شاه با فوزيه خواهرِ مَلِك فاروق مصر زن اول شاه دانست. يعنى عروسىها و ازدواجها نيز براساس مصالح انگليس بود. در جنگ جهانى دوم، نفت ايران و استفاده از خاك ايران بهعنوان پُل پيروزى، نقش اساسى در پيروزى متّفقين داشت.
اگر چه مثالهاى فوق بديهى است، امّا براى روشن شدن وابستگى ايران در قبل از انقلاب اسلامى براى كسانى كه سخن از «روابط» مىزنند و طورى بيان مىدارند كه گويى اصلًا سلطهاى در بين نبوده است و اين كشورها چنين قصدى ندارند، گفتن آنها لازم است. اين مثالها آنقدر در كشورها زياد است- از جزئى و كلّى- كه مىتوان گفت: قابل شمارش نيست. از جمله علل وابستگىها نفت و موقعيت جغرافيايى و سوقالجيشى و سياسى ايران بوده است. پس از كودتاى ٢٨ مرداد، تسلّط آمريكايىها در ايران بيشتر از كشورهاى ديگر شد. به طورى كه در اين اواخر از توليد روزانه شش ميليون و سيصد هزار بشكه نفت، كمتر از يك ميليون بشكه آن براى مصرف داخل اختصاص مىيافت و بقيّه را صادر مىكردند كه چهل درصد كنسرسيوم سهام آمريكايىها بود و درصد كمترى انگليس و هلند و اندكى نيز به فرانسه تعلق مىگرفت. پول نفت را به حسابى در آمريكا مىريختند و مىگفتند اين اقلام مشخّص را بخريد و قيمت آن اقلام را هم خودشان تعيين مىكردند. البتّه به شاه و عوامل او نيز بنا به تناسب و نفوذ اجرايى آنان رشوه مىدادند.
ممكن است عدهاى بگويند كه اين استقلال براى قديم بود و اكنون كه دنيا با هم