بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٦
«روابط خارجى ايران» دكتر على اكبر ولايتى بسم اللَّه الرَّحمن الرَّحيم.
خوب است قبل از پرداختن به مصاديق روابط خارجى جمهورى اسلامى ايران با كشورهاى ديگر، به پايه و اساس اين روابط اشاره كنيم: چون مسألهاى كه در ابتداى بحث در روابط خارجى به ذهن انسان متبادر مىشود، مصاديق است. يعنى تا روابط مطرح شود، بهعنوان مثال روابط با عربستان تركيه، آمريكا، انگليس و ... به ذهن مىآيد و نيز بايدها و نبايدها مطرح مىشوند، مثل اينكه با فلان كشور چه رابطهاى داشته باشيم و با فلان كشور چه رابطهاى نداشته باشيم و درجه ارتباط ما با ديگران چگونه باشد. براى درك بهتر عوامل اصلى مؤثّر در روابط خارجى، لازم است علل و عوامل چرايى و چگونگى شكلگيرى اين روابط را در تاريخ بيست ساله جمهورى اسلامى بررسى نماييم تا استدلالى منطقى و قوى در ذهن ما بهوجود آيد. سپس اين بايدها و نبايدها و هر حركت و فعل و انفعالى را كه مىخواهيم، ارزيابى كنيم. زيرا چنانچه موضوعى در روابط خارجى مطرح شود و ما بخواهيم بر سر آن استدلال كنيم، بايد در دفاع از آن يا عليه آن استدلالهاى متقن و قوى ارائه نماييم. از اين رو، بايستى ابتدا به ريشهها و علل و روابط خارجى جمهورى اسلامى و اين شاكلهاى كه امروز در روابط ما به كشورها حاكم است، اشاره كنيم. البته روابط ما با دنيا به اين معنا نيست كه آنها شكل ايدهآل است و هرگز نقصى ندارد. منظور از اين زمان نيز زمان «حال» نيست! حتّى زمان تصدّى بنده هم چنين نبوده است! چون آنچه در بُعد نظرى مطرح مىشود تا در عمل پياده شود، مقدار زيادى افت و خيز دارد و در عمل تفاوت قابل توجهى پيدا خواهد كرد. عامل اين تفاوت به توانايىهاى انسان و محدوديتهاى فرد مربوط مىشود و در همه قسمتها همينطور است.
مسؤوليت تصميم نهايى در روابط خارجى