بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٣
انتخاب كرد و در عمل هم هيچگونه اعتنايى به مرحوم كاشانى و نهضت فدائيان ننمود.
يكى ديگر از خصايص روشنفكران، اشتراك عقيده در برخورد با سه گروه: استبداد داخلى، جزمانديشى و استعمار و استثمار خارجى است. منشأ اين سه بينش، تحصيلات غربى آنان است. آنان، اين گونه متوجه شدهاند كه اروپا توانست با برخورد با اين سه گروه از قرون وسطايى بيرون آيد و مترقّى شود. اما راه مقابله با اين سه گروه را در اين مىدانند كه براى مقابله با استبداد داخلى، مشروطيت را را مطرح سازند كه در زمان قاجار چنين نموده و از سوى انگليس حمايت شدند. راه مقابله با جزم مذهبى را «سكولار» مىدانند. يعنى شعار جدايى دين از سياست را تبليغ كرده و درصدد جا انداختن آن هستند. راه مقابله با استعمار خارجى را نيز ناسيوناليزم و ملى گرايى معرفى كرده و مىگويند: اگر چه ادعاى اينان استقلال از بيگانگان است، اما در طول تاريخ همواره در پناه قدرتهاى بزرگ بودهاند. اكنون نيز اين روشنفكران براى رسيدن به اهداف خود، از آنان كمك مىگيرند. سخنان راديوهاى بيگانه، حمايت علنى ابرقدرتها از آنان، همچنين دعوت از آنان براى سفر به كشورهاى غربى و معاند و نيز جوايزى كه به آنان داده مىشود و تشويقهايى كه از آنان مىشود، همه گواه بر اين مدعا است.
ولايت فقيه، آرزوى علماى شيعه بر اساس مبانى فكرى روحانيت شيعه، در عصرغيبت امام معصوم عليه السلام، عالمان شيعه و مراجع تقليد بهعنوان نواب عام معرفى شدهاند. و مسأله ولايت فقيه مورد قبول علماى شيعه است. اين سخن به خلاف گفته بعضىها، ابتكار حضرت امام قدس سره نيست و از اول نيز حكومتهاى شيعه اگر به حكم علما نبودند، مراجع آن حكومت را غاصب اعلام مىكردند و مردم را از پذيرش مسائل حكومتى برحذر مىداشتند. مسأله ولايت فقيه را مىتوان در مكتوبات شيخ فضل الله نورى و آية الله نائينى در مشروطه مورد مطالعه قرار داد. به طور كلى استقرار حكومت اسلامى و حاكميت ولايت فقيه از آرزوهاى ديرين علماى شيعه بوده است.
جريان روشنفكرى عليه روحانيت در انقلاب اسلامى در جريان شكلگيرى نهضت انقلاب اسلامى، عدهاى ليبرال و روشنفكر در كنار