بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٨
نتوانستند استفاده كنند. در نهايت ايران متحمل شكستى دوباره گرديد.
همچنين در جريان قتل گريبايدف كه قبل از نهضت تنباكو اتفاق افتاد، قدرت روحانيت به طور كامل مشخص شد. وقتى خبر ربودن دو زن گرجى توسط گريبايدوف به علما رسيد، سريعاً به وى اخطار كردند. امّا او به توهّم قدرتمندى دولتش و پشتيبانى دولت ايران از وى، به سخن روحانيت و مردم اعتنا نكرد در اين هنگام، به دستور علماء، مردم به سفارتخانه روس رفته و گريبايدوف و سى و هفت نفر ديگر را كشتند و آن دو زن مسلمان را آزاد كردند.
اين ماجرا نمونهاى از نقشآفرينى خط مرجعيت در صحنههاى سياسى است و يا در ماجراى نُوژ بلژيكى كه نخست وزير وقت، گمركات كشور را در اختيار او قرار داد، با مخالفتهاى علما و بسيج مردم مانع اين امر گرديد. اين موارد نشان مىدهد كه علما همواره در تلاش بودند كه به هر وسيله جلوى نفوذ خارجى اعم از روس يا انگليس را در كشور بگيرند. برجستهترين نوع اين برخورد، نهضت تنباكو است. همچنين بعد از مرگ آقا محمد خان تا نهضت تنباكو، شش تا هفت قيام عمومى رخ داد كه مردم بهدستور علما قيام كردند.
نقش روشنفكران در مشروطيت حدود ١٧ سال پس از نهضت تنباكو، انقلاب مشروطه شكل گرفت. نقش علما و مرجعيت در اين انقلاب به اندازهاى برجسته و روشن است كه غربىها از آن بهعنوان «انقلاب تلگراف» ياد مىكنند. زيرا تلگرافهاى متعددى ميان تهران و نجف ردّ و بدل شد. در اين جريان، چون تعداد روشنفكران بيشتر از سابق بود و در اين مدت، حدود شصت سال، رفت و آمد منورالفكرها به اروپا افزايش يافت و با پشتيبانى از سوى قدرتهاى بيگانه، به طبقهاى صاحب نفوذ در ايران تبديل شد و در مقابل روحانيت قد علم كرد.
در جريان مشروطه، روحانيت مردم را عليه فسادِ دربار قاجار بسيج كردند. مردم نيز از فساد و استبداد دربار قاجار كلافه شده بودند و اين كار اقدامى مبارك بود. به محض اينكه شاخ استبداد شكسته شد، به سرعت روزنامه و نشريه در ايران رواج پيدا كرد. تا قبل از انقلاب مشروطه، نشريات مختص دربار بود و تنها اخبار مخصوص دربار و