بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٦
افرادى كه جريانات قبل از آيةا ... بروجردى را به خوبى بشناسند. يا نسبت به آيةا ... حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى شناخت صحيح و جامع داشته باشند. درحالى كه آنان نقش بسيار مؤثرى در جامعه داشتهاند.
قدرت روحانيت و دربار قبل از مشروطه قبل از مشروطه، دو قدرت عمده در اين كشور وجود داشت: الف- قدرت روحانيت ب- قدرت دربار. از قدرت روحانيت بهعنوان حاكمان مذهبى و دينى ياد مىكنند كه مسائل و احكام اجتماعى مردم را بيان مىداشتند و از قدرت دربار و سلطنت به قدرت استبداد داخلى نيز تعبير شده است و خاصّ حاكم و درباريان حكومت است.
در زمان صفويه، به خصوص در زمان حكومت بعضى از آنان، اين دو قدرت در كنار هم بوده و با هم همكارى نزديكى داشتند. بهعنوان مثال، محقق كَرَكى كه يك مرجع تقليد عرب بود، شاه طهماسب پادشاه ايران به نزد وى مىرفت و با كمال تواضع به او مىگفت: «من از طرف شما و با اجازه شما حكومت را قبول دارم و همه مسؤولان و دستاندر كاران دولت به كار خود ادامه مىدهند. تا شما بخواهيد (ما حكومت مىكنيم) و هر كس را عزل نماييد، عزل خواهد بود.» اين نمونهها نشان مىدهد كه روحانيت در آن عصر از قدرت بالايى برخوردار بود و حتى وقتى علامه مجلسى رحلت نمود، حكومت صفويه نيز رو به هرج و مرج گذاشت و بر اثر جنگ داخلى و ضعيف شدن آنان، افاغنه پيروز شدند و حكومت صفويه سقوط كرد.
هنگامى كه نادر شاه قدرت را بهدست گرفت، روحانيت از قدرت كافى برخوردار نبود. از اين رو، وحدت ملى نيز بهخوبى متبلور نشد و كشور اوضاع با ثبات و مستحكمى نداشت. امّا اينگونه نبود كه روحانيت و دربار با هم فاصله زيادى داشته باشند. اگر چه فراز و نشيب بسيار داشت و قدرت روحانيت بسيار اندك شده بود، اما هر دو داراى نفوذ بودند. اين وضعيت تا زمان مرگ محمدخان قاجار ادامه داشت. بعد از مرگ او و روى كار آمدن فتحعلى شاه، كشور كم كم دچار ضعف شديد و مفرط شد و بر اثر دو جنگ كه با روس صورت گرفت، چند قرارداد ننگين بسته شد و بخشهايى از ايران جدا گرديد؛ بخش مسلماننشين قفقاز توسط روسها و افغانستان در اثر سياستهاى انگليس از