بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦
منافع و مصالحى دارد كه جز از راه زندگى اجتماعى حاصل نمىشود. اگر زندگى اجتماعى نبود، هيچ يك از مظاهر ترقى، پيشرفت، ارتباطات و مناسبات انسانى وجود نداشت. اگر انسان در غار و جنگل زندگى مىكرد، آيا مىتوانست با اسلام و معارف دينى آشنا شود؟ آيا پيشرفت علوم و صنايع، تعليم و تعلم و دانشگاهها بدون زندگى اجتماعى بوجود مىآمد؟ پس همه منافع و مصالح انسانها، وابسته به زندگى اجتماعى است و براى تكامل انسان، يك ضرورت مىباشد.
اكنون بايد ديد كه آيا زندگى اجتماعى، به اصول، قواعد و ضوابطى نيازمند است يا صرف كنار هم زيستن، موجب نتايج مطلوب براى بشر مىشود؟ بديهى است كه هر هدفى، راه خاص خودش را دارد و از همان مسير بايد به آن رسيد. اين موضوع به زندگى انسانها اختصاص ندارد بلكه به عنوان يك اصل در جهان هستى پذيرفته شده است. در طبيعت نيز هيچ پديدهاى بدون علت و قاعده بهوجود نمىآيد. تركيب اكسيژن و ئيدروژن براى پديد آمدن آب، بايد با نسبت و شرايط خاصى باشد. درخت با هر آب و خاكى رشد نمىكند و نياز به آب، خاك، نور و غذاى متناسب با رشد خود دارد.
تفاوت زندگى انسانها با ساير موجودات به اين است كه: تغيير و حركت پديدهها در عالم طبيعت، بر اساس قوانين جبرى است و هر نوع تغيير و تحولى در آنان، تابع مقررات خاص خود مىباشد. ولى انسان در گرايش و رفتارش، تابع فكر و انديشه خويش است و شخصاً آن را انتخاب مىكند اهدافى كه انسان براى زندگى خود تعيين مىكند، انتخاب آگاهانه است. ابتدا راه رسيدن به آن را مىشناسد و سپس با اراده خود، در راه رسيدن به آن تلاش مىكند. بنابراين، قوانينى كه براى زندگى انسان لازم است با قواعد طبيعى كه ساير پديدههاى جهان خلقت حاكم است، تفاوت دارد.
انسان در زندگى اجتماعى، نيازمند قوانينى است كه آنها را بشناسد و بهكار گيرد تا به نتايج مورد نظر دست يابد. به اين قوانين، قوانين تشريعى گويند. در مقابل قوانين تكوينى يا طبيعى است كه به خودى خود و بطور جبرى در جهان وجود دارد و نياز به شناختن و انتخاب آنها نيست. به عبارت ديگر، انسان براى رسيدن به اهدافى كه از زندگى اجتماعى انتظار دارد، بايد يك سلسله قوانين بصيرت پرچمداران ٣٥ اسلام و تزاحم نيازهاى مادى و معنوى ص : ٣٠ تشريعى را بشناسد و به آن عمل كند. انسانها براى برخوردارى از زندگى سالم و روابط انسانى، بايد امنيت داشته باشند. امنيت در جامعه از